گنبد سلطانیه – فسمت سوم

در طبقه همکف بنای گنبد سلطانیه تربتخانه با سردابی در زیر قرار دارد . تربت خانه از داخل مستطیل شکل به طول 60/17 و عرض 80/7 متر است . در اضلاع شمالی و جنوبی این فضا ، رواقی به عرض 160 سانتی متر و ارتفاع 3 متر به طور متقارن ایجاد گردیده است . با خالی کردن جرز جنوبی، در قرینه ایوان ،محرابی تعبیه کرده اند . ضلع جنوبی تربتخانه از نظر نما از حالت گو نیایی خارج گردیده و بدین خاطر در طرف غربی در ، در قناسی موجود ، اتاقی ساخته اند . پوشش سقف تربتخانه از سه واحد طاق و تویزه ساخته شده که قطر طاق وسطی ، بزرگتر و به طول 9 متر است . در ارتفاع 20/3 متری کف تربتخانه ، کتیبه زیبایی به دو قلم ریز به خط کوفی مشجر و قلم درشت و به خط ثلث و مشتمل بر آیات قرآنی نوشته شده است . در قسمت های مختلف نیز از کاشیکاری برای تزیین فضا استفاده شده است . در قسمت های مختلف نیز از کاشیکاری برای تزیین فضا استفاده شده است . 

  

حد فاصل فضای تربتخانه و محوطه زیر گنبد پنجره بزرگ و زیبایی قرار داشته که مورخان تو صیفاتی از آن به عمل آورده اند .

در ایوان ضلع جنوبی تربتخانه ، ورودی سردابه قرار دارد .

طرح معماری سردابه که محل دفن شاهان ایلخانی بوده ، بسیار پیچیده و دارای فضاهای متعدد است که با توجه به فقدان سابقه آن در معماری آرامگاهی ایران به نظر می رسد از عقاید و آیین های مغولی – بودایی نشأت گرفته باشد .

 در جوار گنبد سلطانیه و چسبیده بدان ، بنا های دیگر ی بوده که با گذشت زمان ویران گشته و امروز تنها آثارجزئی آنها از طریق حفریات باستان شناسی مشخص گردیده است .از زمان هلاکو به بعد قوم مغول عمیقاً و ناخودآگاه تحت تأثیر تمدن عالی ایران قرار می گیرد.از این زمان است که مغولان در می یابند که دیگر نمی توان چون سنوات گذشته چادر نشین بود و از این سو به آن سو کوچ کرد.از زمان هلاکو که ایرانیان به طور مستقیم و غیر مستقیم دستگاه حکومتی را هدایت می کردند ، ایلخانان مغول را به مرمت خرابیها که در نتیجه حمله مغول حادث شده بود و همچنین ایجاد شهرهای بزرگتر ترغیب نمودند.شروع زدودن آثار ویرانی قوم مغول از رمان هلاکو آغاز می شود ازدستورات اولیه این خان مغول که مؤسس سلسله ایلخانان است مرمت خرابیهای شهر خبوشان( قوچان )است .

روند تکاملی تجدید حیات معماری و شهر سازی ایران که سرآغاز آن از زمان هلاکو شروع شده بود ، در زمان نوه او یعنی ارغون جنبه ای حقیقی پیدا می کند . چنان که وی دستور می دهد که در تبریز شهر ارغونیه ( شم ) و در قنقور اولانگ شهر جدیدی ساخته شود. اگر چه ساخت و ساز این دو شهر در زمان وی به پایان نمی رسد ولی پایه های این دو شهر بزرگ ریخته می شود و یکی پس از دیگری پایتخت ایلخانان بعد از وی می گردد . از آثار باقی مانده چنین استنباط می شود که ساخت سازهای ایلخانی تحت ضوابطی ثابت احداث می شده است . چنانکه یکی ازآثارمتعدد رشید الدین شامل کتابی بود تحت عنوان ًکتاب الاحیا و الاثارکه فصل21 کتاب مربوط به قوانینی است که در ساختمان خانه و ابنیه مقدسه و قلعه و هر نوع ساختمان دیگر باید پیروی شود.فصل 20 کتاب هم حاوی اطلاعات مربوط به ساختمان مقابر است. به طور کلی هسته مرکزی توسعه معماری و شهرسازی ایلخانی را باید در معماری آثار باستانی مختلف ایران مخصوصاً در مرکز و جنوب ایران جستجو نمود . معماران آن دوران با خلق ویژگیهای برجسته،این دوره را از ادوار قبل از خود را مشخص می سازد . ابولقاسم عبدالله بن محمد کاشانی مورخ قرن هشتم و معاصر سلطان محمد می گوید:

معمار این شهر معمور و عمارت مشهور دستور معظم صاحب اعظم والی السیف والقلم علیشاه تبریزی   است.حداقل نتیجه حاصل ازاین روایت این است که تاج الدین علیشاه یکی از وزرای سلطان محمد از مقطعی معماری شهر یا به عبارت دیگر کیفیت شهر سازی سلطانیه را زیر نظر داشته است و چون وزارت وی بعد از قتل خواجه رشیدالدین فضل الله درزمان ابوسعید بدون رقیب ادامه یافته است ، احتمالاً معماری شهر را همچنان در زمان سلطنت ابوسعید زیر نظر داشته است . تصور این که اساس شهری را یکباره وبدون توجه به سیر منطقی وتحول تاریخی آن بنیان نهادبعید به نظر می رسد ،زیرا پدیدار شدن یک شهر در منطقه ای خاص مستلزم فرهنگی مستمر و پویا ست که از هر نظر با جغرافیای طبیعی و سیاسی منطقه،خوی سازگاری داشته باشد . به عبارت دیگر سیر منطقی و تحول تاریخی یک استقرار ساده در طی زمان منجر به پدیدار شدن یک شهر با پشتوانه فرهنگی مشخص می شود . این پشتوانه فرهنگی مجموعه شرایطی است که در طول تاریخ حیات یک شهر یعنی از استقرار ساده تا فرم نهایی در کنار یکدیگر قرار گرفته اند.

بر اساس این روایت حداقل بخشی از این قلعه در زمان ارغون شاه ساخته شده و نهایت اینکه الجایتو آنرا به اتمام رسانده است .دیوار قلعه را از سنگ تراشیده کرده اند بر سر دیوار آن چهار سوار پهلوی یکدیگر توانند راند قلعه مربع نهاده اند طول و عرض مساوی هر دیواری به گز شرع پانصد گز چنانکه دو هزار گز دور آن باشد و یک دروازه و شانزده برج دارد .

این قلعه به منزله کهن دژ شهر بخش حکومتی و محل سکونت ایلخان و نزدیکان وی و ارگانهای دولتی به حساب می آمده است .بخشی از حصار ارگ را کرپرتر(بین سالهای1820-1871م ) ترسیم کرده و تقریباً ارتفاع تقریبی حصار را به نمایش گذاشته است . بنا بر اظهار بارتولد آنچه کرپرتر ترسیم کرده است فقط قسمت کمی از بارو و برج باقیمانده در شمال غربی ارگ است .

سلطان محمد خدابنده از سال 704 یا 705 هجری به بعد در داخل قلعه سلطانیه یا کهن دژ شهر سلطانیه که هر طرف آن 500 گز طول داشته است ، عمارات متعددی ساخته بود . معدودی از این ساختمانها را مورخین ذکر کرده

سلطان محمد اولجایتو از برای مدفن خود در اندرون قلعه عمارتی ساخته است و آنرا ابواب البر نام نهاده و گنبدی بزرگ عالی که قطر آن 60 گز است در غایت تکلف و ارتفاع آن صدوبیست گز.یافته های دهه 1350 با برج و بارو ترسیمی کریرتر هم سنگی دارد . سنگهای سبز بکاررفته در نمای خارجی برج و بارو در قواره های مختلف و دو تیشه بوده و پنجه دیوار از سنگ تراش است ولی ارتفاع سنگها در خط ردیف برابر هستند . ارتفاع ردیفها از یک اندازه مشخص تبعیت نمی کند .کوچک ترین سنگ بکار رفته در حصار قلعه که در ضلع جنوبی ارگ یا قلعه سلطانیه قابل رؤیت است پنج سانتیمتر عرض و 55 سانتیمتر ارتفاع دارد . و بزرگترین سنگ 130 سانتیمتر عرض و 63 سانتیمتر ارتفاع دارد .این برج و بارو دارای پنجه ای در کف و در ناحیه مماس با سطح زمین که 5/35 سانتیمتر ارتفاع آن است .متاسفانه از پهنای حقیقی برج بارو اطلاعی در دست نیست . این حصار یا برج و بارو اکنون از داخل قلعه فاقدنما سازی است . از ردیف سنگهای در حال حاضر با احتساب پنجه حصارهشت ردیف قابل شمارش است که ارتفاعی در حدود 440 سانتیمتر را شامل می شود.

شاید بتوان با توجه به اندازه متوسط ارتفاع سنگهای موجود در نمای حصار قلعه و شمارش ردیف سنگهای طرح کرپرتر اظهار نظر نمود که ارتفاع حقیقی برج بارو از بارو در حدود 780 سانتیمتر بوده است. اما در مینیاتور المترکی که مربوط به یک قانون نامه بوده و بسال 1537 میلادی نقاشی شده و خط الراس برج و بارو توسط کنگره هائی تزئین شده است . در حقیقت این مینیاتور ارگ سلطانیه را پس از اقدامات سلطان محمد خدا بنده نشان می دهد. سنگهای حصار قلعه در نمای خارج جا بجا دارای علامتهای سنگ تراش هستند.بکار گیری علامات از دیر باز یعنی از زمان هخامنشیان تا دوره زندیه متداول بوده است . بنا بر مینیاتور المترکی از گوشه جنوب شرقی نهر آبی (احتمالاً کهریز یا قنات دارالشفا) به صورت دوشاخه وارد قلعه می شده است. این دو شاخه پس از آنکه به کنار گنبد سلطانیه می رسیدند به یکدیگر پیوسته و اندکی بعد باز دوشاخه شده و یک شاخه آن از جلوی گنبد سلطانیه گذشته و تقریباً در گوشه شمال غربی رو به باختر از حصار خارج می شده است . شاخه دیگر به طرف گوشه شمال شرقی امتداد داشته است و پس از خروج از قلعه متوجه چمن سلطانیه می شده است .

ترسیم این نهر آب مؤید آن است که معماران شهر ضرورت یک آب جاری را برای ارگ بخوبی حس کرده بودند. براساس این مینیاتور در فاصله بین حصار تا جلوی گنبد مجموعه ای از واحد های کوچک وجود داشته است. پس از نهر مستحدثات به گونه ای ترسیم شده اند که گویااعتبار بیشتری از بخش قدامی ارگ داشته اند. در این بخش ساختمانها بزرگترو پر نقش و نگارترترسیم شده اند.جزئیات این مینیاتور احتمالاً از بعضی جهات با واقعیت بنا های حقیقی داخل قلعه سلطانیه باید فاصله داشته باشد . ولی بااین حال بیانگر واقعیتهای انکار ناپذیری است . مثل نمایش دو بنای مذهبی در کنار گنبد سلطانیه.بنابر گفته حافظ ابرو در پیرامون ارگ خندقی عمیق وجود داشته است . آثاری از این خندق در نتیجه خاکبرداری های مختلف مشاهده شده است . با بررسی بافت شهر فعلی سلطانیه محدوده پر شده این خندق به وضوح قابل تشخیص است.

سلطان محمد خدابنده ( الجایتو) از سال 704 یا 705 ها به بعد در داخل قلعه سلطانیه امارات متعددی ساخته بود . معدودی از این ساختمانها را مورخین ذکر کرده اند.سلطان  از برای مدفن خود در اندرون قلعه عمارتی ساخته و آنرا ابواب البر نام نهاده و گنبدی مثمن بزرگ عالی که قطر آن شصت گز است در غایت تکلف و ارتفاع آن صد و بیست گز چنانچه در اقصی بلاد عالم مثل آن عمارتی عالی نشان نمی دهند ، پنجره های آهن کوب بسیار کرده و از آن جمله یک پنجره 30 ارش طول و 15 ارش عرض دارد و متصل آن گنبد چند عمارت عالی ساخته ، مسجدی به تکلف و دارالضیافه و دارالسیاده و موقوفات بسیار بر آن وقف کرده و سرای به جهت خاصه خود در اندرون قلعه ساخته چنان که صحن سرا را 100 در 100 نهاده اند و صفه عالی بر مثال ایوان کسرا و 12 سراچه در حوالی آن متصل سرا از هر یک پنجره دری به صحن سرای بزرگ گشوده و صحن آن را از سنگ مرمر فرش انداخته و دیوان خانه بزرگ که 2000 آدمی در آن گنجد و آن را کریاسی نام کرده و غیر اینها که ذکر کرده شد پادشاه و امرا عمارت بسیار در اندرون قلعه کرده اند.با توجه به تعدد امرای نزدیک اولجایتو و همچنین تعدد افراد خانواده سلطنتی می توان گفت که رقم واحد های ساختمانی داخل قلعه قابل ملاحظه بوده است .شمس الدین محمد بن محمود آملی یکی از مدرسان مدارس سلطانیه در قرن هشتم هجری در کتاب نفایس الفنون فی عرایس العیون مطالب قابل توجهی ثبت کرده است .

وی چنین نوشته:

از آن جمله شهر سلطانیه که در شهور سنه اربع و سبعمائه (704) بنیاد نهاد و در مدت ده سال به مرتبه عالی رسانید که از بلاد ربع مسکون معمور تر شد و در وسط سلطانیه قلعه بس عالی به مقدار شهری بنا فرمود و جهت مرقد خود گنبدی بس عالی هشت منار بر سر آن ساخته و در حوالی آن ابواب الخیر ازجامع و خانقاه و مدارس و دارالسیاده که هر گز مثل آن در جهان نه دیده و نشنیده بفرمود و بسیاری از املاک نفیسه در آنجا وقف کرد ، چنانکه حاصل آن در عهد دولت او به100تومان می رسدو چون این جمله به تعلیم و ارشاد وزیر عالم عادل صاحب سعید شهید خواجه رشیدالدین نیابت تولیت بدو داد ودر آنجا 10 مدرس و20 معید و100نفر از طلبه علم و20 صوفی و12حافظ وهشت مؤذن و 4 معلم تعیین فرمود و جهت هر مدرس 1500دینار مرسوم کرد وجهت هرمعید 750 دینار از جهت هر طالب علم و صوفی و حافظ و مؤذن و معلم 120 دینارو هرروز جهت آینده و رونده که در دارالضیافه آنجا صرف کنند300دینار تعیین فرمود .واز برای امرا که ملازم آنجا باشند و مجاوران و فراشان و خادمان خانقاه و خرج ایتام و مصالح دارالسیاده و دارالشفا زیاده از 100000دینار چنانچه در وقفیه مفصل و مشروح است مقرر فرمود .

از مجموع گفته مورخین مذکور چنین نتیجه گرفته می شود که میتوان با یقین از ساختمانهایی مثل ابواب البر (گنبد سلطانیه ) ، مدارس ،خانقاه ، دارالشفا، دارالضیافه، دارالحفاظ ،دار السیاده، مساجد ، خوانق ،دارالقراعه ، دارالحدیث ، بنای کریاسی، سرای مخصوص و 12 سراچه بعلاوه ساختمان برج وبارو به همراه یک دروازه نام برد و از قسمتهایی هم صحبت شده که باستان شناسان هر از چندگاهی یکی از آنها را می یابند مثل درهای نقره کوب کاشیهای برج و بارو وهمچنین می توان گفت که اعظم ساخت و سازهای سلطانیه در زمان سلطان محمد خدابنده (اولجایتو) انجام گرفته است هرچند که شروع ساخت و سازها مربوط به زمان ارغون می باشد .

نکته دیگر دروازه های ارگ است که به جز یک مورد تنها از دروازه شمالی صحبت شده است که در این مورد هم دو نظر مطرح می شودکه به قرار زیرند:

دروازه جنوبی جنبه خصوصی داشته است .دروازه جنوبی الحاقی می باشد

 

موزه باستان شناسی در گنبد سلطانیه

 

اشیاء در معرض نمایش عبارتند از :اشیاء بدست آمده از کاوش های باستان شناسی ارگ و شهر قدیم سلطانیه شامل انواع کاشی زرنگار و زرین فام ، پی سوزهای سفالی ساده و دسته دار ، قطعاتی از فقاع سفالی ، کاسه های سفالی ساده و لعابدار ، انواع دوات سفالی لعابدار دوره صفوی ، انواع بشقاب لعابدار منقوش دوره ایلخان..



تاريخ : جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٩ | ٤:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مرتضی شیخ بگلو | نظرات ()

 

گنبد سلطانیه – فسمت دوم

در این بنا از ، تزیین آجری به سه صورت : آجرهای قالبی ، آجرهای کنده کاری و تلفیق آجر و کاشی استفاده شده است . آجر قالبی در چهار ایوان جنوبی ، شرقی ، شمال شرقی و شمال غربی به کار گرفته شده و شامل نقوش هندسی ، گیاهی گاه به همراه کتیبه هایی است . آجر های کنده کاری شده فقط در دوایوان ، در دو جبهه شرقی و جنوبی استفاده شده است .

 در دو ایوان ضلع شرقی و غربی طبقه اول ، مقرنس کاری آجری با تلفیق آجر نخودی و قرمز اجرا شده است . تزیین آجر با تلفیق کاشی در این بنا در حد عالی است که عمده آنها متعلق به دوره اول تزیینات ساختمان است که همزمان با پیشرفت فیزیکی بنا با مهارت خاصی اجرا شده اند .این نو ع تزیین در طبقه اول ، در تمام ایوان -های هشتگانه دیده می شود که در ایوان های جنوب غربی و شمال غربی در دوره دوم تزیین با کاشی های شش گوش پوشیده شده است و تزیین ایوان شرقی را نیز اندودی از گچ پوشانده است . این نوع تزیین ، هم به صورت نقوش تزیینی و هم درقالب حروف و عبارات اجرا شده است .

از دیگر عوامل تزیینی در گنبد سلطانیه ، گچ است که به وفور در نمای داخلی و خارجی بنا به کار رفته است . گچ در اینجا به صورت زنده و پخته و زمانی به حالت مرده و خام در پشت بند کاشی ها ، ملاط آجرها ، گچبری ها ، کتیبه هات و تزیینات قالبی و استامپی در ابعاد مختلف به خدمت گرفته شده است . این نوع تزیین درکنار تنوع و گستردگی ، از تکنیک و هنر بسیار بالایی در این بنا برخورد دار و شایسته مطالعه و تحقیقات گسترده تر است .

تزیینات کاشیکاری نیز در این بنا از جایگاه ویژه ای برخوردار است . نمای اصلی گنبد ، منارهای هشتگانه گیلویی بالایی ایوان های هشتگانه در طبقه دوم پشت بغل قوس های 24 گانه مزبور و حاشیه های تزیینی آنها ، جذابترین نوع کاشیکاری را به نمایش می گذارد که گاه با کتیبه هایی همراه است . در نمای داخل ، دو لایه تزیینی با کاشی مشخص است . دوره اول به سبک معرق در رنگ های آبی تیره، سبز روشن و مشکی ، سفید و زرد ، با طرح های هندسی پیچیده شبیه به اسلیمی زاویه دار و ترکیباتی از نقوش ستاره ای است که در دوره دوم تزییناتی بنا ، گچ اندود شده اند . در سطح قوس در طبقه اول با استفاده از کاشی تزیین شده است . در سطح قوس در طبقه اول با استفاده از کاشی تزیین شده است . در سطح قوس در طبقه دوم ایوان های شمال شرقی و شرقی و شمال و جنوب غربی نیز کاشیکاری زیبایی به سبک معرق با استفاده از کاشیکاری زیبایی به سبک معرق با استفاده از کاشی های آبی سفید ، سبز و زرد رنگ اجرا شده است .

در تزیینات گنبد سلطانیه کتیبه نویسی نیز همانند سایر پدیده های هنری یکی از بدایع بی بدیل هنر خطاطی در معماری اسلامی ایران است . کتیبه های دوره نخست تزیینات – به استثنای چند مورد – عموماً به خط کوفی زیبا و به سبک معقل ،شجر، توشیح و مورق و کتیبه های دوره دوم به خط جلی ثلث و انواع خطوط کوفی ، محقق ، ریحان و نسخ نوشته شده است . کتیبه های ایوان های غربی ، اززیباترین خطوط این بنای تاریخی است که از نظر فضا سازی و ایجاد عظمت در بنا – به لحاظ عمود بودن کلمات – اهمیت بسزایی دارد . از نظر تاریخی ، یکی از منابع موثق در تاریخ گذاری تزیینات لایه دوم ، درج اسم «خواجه تاج الدین علی شاه »است که انتساب این لایه تزیینی را به دوره بعد از ایلخانی نفی می سازد . طولانی ترین کتیبه این بنا نوشته ای در ارتفاع 90/3 متری کف بنا ست که باعرض 75 سانتی متر دورتا دور بنا چرخیده است . این کتیبه به رنگ اخرایی در زمینه کرم است و حدود کلمات که اندکی برجسته است ، با رنگ آبی سیر قلم گیری شده و اعراب بعضی از حروف مشخص گردیده است . کتیبه بزرگ دیگری در پا طاق گنبد به رنگ سفید در زمینه آبی روشن به خط ثلث و مشتمل بر آیات قرآنی نوشته شده است . در دیوان های هشتگانه نیز در هشت کتیبه به خط ثلث ، احادیث نبوی نوشته شده است . در سطح قوس ایوان شرقی طبقه دوم کتیبه ای از آجر های پیش بر بر زمینه کاشی معرق وجود دارد که متن آن ، آیات قرآنی است و در آخر عبارت «الهم صل علی نبی شفیع الامه فی سنه اثنین سبعمائه » نوشته شده است . علاوه بر کتیبه های متعدد مشتمل بر آیات قرآنی ، احادیث نبوی و اسماء جلاله و مقدسه که در بخش های مختلف بنا درج شده ، در سطح جرز ایوان های جنوب شرقی و غربی نیز در لابه لای نقوش تزیینی ، نا م علی علیه السلام به طورمکرر به خط ثلث و در گرداگرد آن ، کلمات ابوبکر ، عمر ، عثمان ، علی (ع) حسن (ع) و حسین(ع) مرتباً تکرار شده است . وجود اسامی خلفا ی راشدین ، انتساب این نقوش را به دوره صفوی مردود می سازند . در طبقه اول ایوان شمال غربی نیز عبارت «السلطان محمد الجایتو » با خط آبی گچ چندین بار تکرار شده است . در خصوص دلایل وجودی دو لایه تزیینی در بنا ، نظریات مختلفی ابراز شده است . برخی عقیده دارند لایه اول به قصد انتقال ابدان مطهر حضرت علی علیه السلام و امام حسین علیه السلام صورت گرفته که پس از انصراف از این کار ، لایه تزیینی دوم برروی لایه اول اجرا گردیده است . عقیده دیگر این است که بناها ی ارگ سلطانیه ابتدا با نظارت خواجه سعد الدین و سپس خواجه رشید الدین فضل اله ساخته و پرداخته شده که پس از قتل خواجه سعد الدین در سال 711 ه. ق و سپس خانه نشین وکشته شدن خواجه رشید الدین و قبضه شدن دار لحکومه توسط تاج الدین علی شاه وی ، آثار نامبردگان را ازبین برده است ؛ چنان که دستور داده محله رشیدیه را نیز غارت کرده اند .

 

ادامه دارد...



تاريخ : سه‌شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٩ | ٥:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : مرتضی شیخ بگلو | نظرات ()

گنبد سلطانیه – فسمت اول

نام بنا : گنبد سلطانیه
دوره تاریخی : ایلخانی قرن 8 ه. ق
بهاء بلیط ایرانی : 5000 ریال
بهاء بلیط خارجی : 5000 ریال
تلفن یگان حفاظت گنبد سلطانیه : 5822850-0242
تلفن امور اداری :5823277-0242
تعطیلی : تعطیلات رسمی کشور
ساعات بازدید :صبحها : 13:30 الی 8:30 عصرها :20 الی 15
آدرس : کیلومتر 35 جاده زنجان - قزوین

گنبد سلطانیه در 35 کیلومتری جنوب شرقی زنجان و 4 کیلومتری جاده قزوین – زنجان در شهر سلطانیه واقع است . بنایی عظیم و ممتاز که در وسط شهر قدیمی سلطانیه بنا گردیده است . در خصوص تاریخچه شهر سلطانیه و گنبد معظم آن می خوانیم: هنگامی که ارغون خان – پسر آباقا خان – چهارمین ایخان مغول براریکه سلطنت تکیه زد ، تصمیم گرفت در محل سلطانیه فعلی شهری بنا کند . بدین رو دستور داد « قلعه ای که دور باروی آن 12هزار گام باشد ، از سنگ تراشیده بسازند »‌. ارغون پس از ساختمان این قلعه ، در حالی که هنوز نیمه کاره بود ، در آن مسکن گزید و به سال 691 ه . ق در گذشت و در همان جابه خاک سپرده شد . غازان خان – جانشین وی – از پیگیری کار پدر منصرف شد و متوجه تبریز و احداث محله شنب غازان گردید . با به حکومت رسیدن الجایتو به سال 702 ه. ق کار ساخت شهر سلطانیه از سر گرفته شد . وی دستور داد شهری بساز ند که دور آن 30 هزار گام باشد ؛ همچنین قلعه ای کوچک به مساحت 2000 گام که با حصار و 16 برج در بر گرفته می شد . عرض دیوارهای قلعه به اندازه ای بود که چهار سوار به آسانی می توانستند در کنار هم بر روی آن حرکت کنند . الجایتو همچنین امر کرد آرامگاه با شکوهی برای وی بسازند . سلطان ایلخانی برای ساخت این بنا تمام هنرمندان و صنعتگران و تجار زبده ایران را به شهر سلطانیه کوچ داد و برای اسکان آنها محل هایی در نظر گرفت . به بزرگان و در باریان نیز سفارش کرد که به ساخت بناهایی در سلطانیه بپردازند .

آنها نیز برای جلب توجه شاه ، در شهر ، محله هایی با عمارت‌های عالی بنا کردند ؛ ازجمله چلبی اوغلو و خواجه رشید الدین فضل الله وزیر که برای خود محله و عمارت هایی ساختند . در سال 710 ه . ق کار ساختمانی شهر به پایان رسید و بعد از تبریزبه صورت بزرگترین شهر امپراتوری ایلخانی در آمد . الجایتو در سال 716 ه. ق ، بعد از یک بیماری نسبتاً طولانی در گذشت و با فوت او ، موقعیت سلطانیه نیز ساقط شد و با سقوط سلسله ایلخانان ، آخرین رمق سلطانیه کشیده شد . سلطانیه در سال 786 ه. ق در حمله تیمور لنگ غارت و چپاول شد و بسیاری از ابینه آن ویران گشت و مردمانش کوچ کردند . در عهد میران شاه – پسر تیمور – این شهر دوباره مورد ویرانی قر ار گرفت و سرانجام در نتیجه جنگی که بین قرا یوسف و فرزند میران شاه به نام ابوبکر رخ داد ، شهر سلطانیه به کلی موجودیت سیاسی و اقتصادی خود را از دست داد و تبریز دوباره جای آن را گرفت . در نوشته مورخان در خصوص بنای گنبد و ارگ سلطنتی مطالب در خور توجهی به جای مانده است.

حافظ ابرو ، اطلاعات دقیق تری از ارگ در اختیار ما گذاشته است : «‌سلطان الجایتو از برای مدفن خود در اندرون قلعه عمارتی ساخته است و آن را ابواب البر نام نهاد و گنبدی مثمن بزرگ عالی که قطر آن 25.6متراست ، و ارتفاع آن 48 متر چنانچه در اقصی بلاد عالم مثل آن عمارتی نشان نمی دهند . پنجره های آهن کوب بسیار کرده ؛ از آن جمله یک پنجره سی ارش طول در پانزده ارش عرض دارد و متصل آن گنبد چند عمارت عالی ساخته است . مسجد ی بتکلف و در الضیافه و دارلسیاده و موقو فات بسیار بر آن وقف کرده و سرایی به جهت خاصه خود دراندرون قلعه ساخت . چنانچه صحن سرا را صد در صد نهاده اند و صفحه عالی بر مثال ایوان کسری و دوازده سراچه در حوالی آن متصل سرا از هر یک پنجره دری بصحن سرای بزرگ گشوده و صحن آن را از سنگ مر مر فرش انداخته ودیوانخانه بزرگ که دو هزار آدمی در آن بگنجند و آن را کریاسی نام کرده و غیر اینها ذکر شد . پادشاه و امرا عمارت بسیار در اندرون قلعه کرده اند »‌ .


شمس الدین محمد بن محمود آملی – یکی از مدرسان مدارس سلطانیه در قرن هشتم ه. ق در کتاب « نفایس الفنون فی عرایس العیون »‌می نویسد : «‌ازآن جمله شهر سلطانیه که در شهور سنه اربع و سبعمائه (704 ) بنیاد نهاد و در مدت ده سال به مرتبه رسانید که از بلاد ربع مسکون معمور تر شد و در وسط سلطانیه قلعه ای بس عالی بمقدار شهری بنا فرمود و جهت مرقد خود گنبدی بس عالی باهشت منار بر سر آن ساخته و در حوالی آن خیره از جامع و خانقاه و مدارس و دار السیاده که هرگز مثل آن در جان ندیده و نشنیده بفرمودو بسیاری از املاک نفیسه بر آنجا وقف کرد . چنانچه حاصل آن در عهد دولت او بصد تومان می رسد و چون اینجمله بتعلیم و ارشاد وزیر عالم عادل صاحب سعید شهید خواجه رشید الدین طاب مثواه بود و نیابت تولیت بدو داد و در انجا ده مدرس و بیست معید و صد نفر از طلبه علم و بیست صوفی و دوازده حافظ و هشت موذن و چهار معلم تعیین فرمود . » از مجموع گفته مورخان مذکور چنین نتیجه گرفته می شود که بناهای ارگ عبارت بودند از ابواب البّر ( گنبدسلطانیه ) ، مدارس ، خانقاه ، دار الشفا ، دارالضیافه ، درالحفاظ ، در السیاه ، مساجد ، خوانق ، دارالقرائه ، دار الحدیث و سراهای مخصوص و 12 سراچه دیگر و دیگر قسمت هایی که در منابع نیامده است .امروز از تمام بناهای ذکر شده تقریباً تنها گنبد سلطانیه باقی مانده و بقیه از بین رفته اند . این گنبد از معماری بسیار متکاملی برخورد ار است که در اینجا به طور خلاصه بدان پرداخته می شود .

زمین این بنا طبقات فشرده شن و ماسه به عمق تقریبی 8 متر تشکیل شده که معماران گنبد تنها شالوده ای کم عمق و کم عرض تهیه ببینند ؛ به طوری که پی ها در اکثر بخش ها به غیر از بخش شمالی ، از 50 یا 60 سانتی متر تجاوز نمی کند و همین پی نیز در محل درها و پنجره ها بریده شده است و این حاکی از اطمینان و اعتمادو دانش معماران زمان دارد . با توجه به چاهی که در کف بنا به عمق 9 متر کشف گردیده و هیچ علامتی از استفاده آن موجود نیست ، به نظر می رسد که هدف از کندن آن ، آزمایش مقاومت خاک جهت بر پا کردن بنایی با ارتفاع حدود 50 متر بوده است . بنا بر روی هشت ضلعی به خاطر الحاقات دیگر، دگرگون شده ؛ امّا در طبقات بالاتر کاملاً مشهود است . این بنا 5/48 متر ارتفاع دارد و 60/25 متر قطر دهانه گنبد آن است عرض جزرها ، 87/6- به استثنای جزرهای شمال غربی و شمال شرقی که به عرض 40/12 متر است – و طول آنها از بیرون 17 و از داخل 60/8 متر است . این جزر ها در درون علاوه بر راه پله ها دارای 8 ایوان مرتفع و نزدیک به 50 اتاق و حجره هستند .

 

درباره ورودی های اصلی به فضای داخلی ، به خاطر وجود راه های متعدد ، نظریه های مختلفی ابزار شده که عمدتاً ایوان های شرقی و شمالی را به عنوان ورودی های اصلی معرفی کرده اند و وجود کتیبه های مفصل ایوان شرقی و کتیبه های به خط ثلث ایوان شمالی ، مؤید این نظر است . به نظر می رسد در گذشته ، راه های دیگر با پنجره های آهنی مسدود می شده اند .

کف بنای گنبد سلطانیه با زیر سازی آجر فرش و شفته آهک و روکش سنگ مرمر سفید یا سنگ رخام فرش شده بوده است . با کاربردی ، بالکن های هشتگانه ای هستند که از ایوان پدید آمده اند و به نوبه خود دارای تزیینات زیبایی اعم از کایشکاری ،مقرنس کاری ، تسمه کشی ، گچکاری و تلفیق آجر و کاشی و سر انجام کتیبه های متعدد هستند . این ایوان ها که رو به بیرون هستند ، هریک به طور متقارن به سه واحد طاق تبدیل شده و آرایش سقف آنها زیباترین و جذابترین تزیینات هنر گچبری ایران است . راه پله ها از طبقه اول شروع می شود و تا بالای مناره ها ادامه پیدا می کند . دسترسی به پشت بام نیز از طریق همین راه پله هاست . طبقه سوم ( پشت بام ) در 80/ 27 متری سطح زمین واقع و پایه ای برای گنبد عظیم و مناره های هشتگانه آن است . گنبد سلطانیه به گونه ای کاملاً خاص و ابتکاری با طرح جناغی بنا شده است . این گنبد از نوع دو پوشه پیوسته است ؛‌ به طوری که دو پوسته به موازات همدیگر قرار گرفته اند . این گنبد با قطر دهانه 60/25 متر ، بزرگترین گنبد معماری اسلامی ایران است و بدون هیچ گونه پشت بند ، سر منار یا شانه ای ساخته شده است . ضخامت پوش گنبد از پایه به طرف نوک گنبد کاهش می یابد که ضرورتی ناشی از سبکی و استحکام بوده است . پا طاق گنبد از بیرون 40/1 و ارتفاع گنبد ، 19 متر است که در بیرون با کاشی های زیبای فیروزه ای پوشش یافته است . این پوشش امروز توسط سازمان میراث فرهنگی تعمیر و تجدید شده است پرفسور پیروسن پائولزی معتقد است که سیستم دو جداره بودن گنبد با دو قشر موازی و مجزا که صرفاًبا پشت بند های آجری بین خود و به هم مربوط هستند و فرم واحدی را شامل می شوند از خصوصیات منحصر به فرد گنبد سلطانیه است و قبل از آن سابقه ای نداشته است . از این جهت ، وی عقیده دارد که طرح گنبد کاتدرال سانتاماریا دلفویوره – کلیسای اعظم مریم مقدس در فلورانس که یک صد سال پس از گنبد سلطانیه توسط برونلسکی و گیبرتی صورت گرفت ، به تقلید از گنبد و استحکام جزرهای تکیه گاه ، سبب کاهش نیروهای رانشی آن شده و لزوم ساختن مناره های بلند را منتفی ساخته است . علی رغم این حقیقت ، جهت زیبایی و شکیل بودن بنا ، هشت مناره نسبتاً کوچک در اضلاع هشتگانه ، بنا کرده اند که متاسفانه بخش عمده آنها ویران شده است . این مناره ها در هشت زاویه ساختمان به ارتفاع بیش از 3 متر با پوششی از کاشی های فیروزه ای و کبود لاجوردی رنگ برروی یک پایه آجری هشت ضلعی به ارتفاع 10/2 بر پا شده و از آن راه پله های جهت دسترسی به طبقات پایین و برون از مناره تعبیه گردیده است . از پدیده های جالب این بنا ، نحوه ارتباطات در طبقات است که با منطقی ترین روش توسط راه پله هایی اجرا شده است . در سطح همکف بنا ، چهار واحدراه پله تعبیه گردیده است . راه پله های جزرهای شمال شرقی و شمال غربی که در جوار ورودی های اصلی اند ، طبقه همکف را به ترتیب به کلیه طبقات متصل می کنند . دو راه پله دیگر که یکی از آنها کاملاً منهدم شده است ، طبقه همکف را به طبقه دوم متصل می سازند . این راه پله ها به صورت مارپیچی ساخته شده اند . در منتهی الیه هر راه پله در طبقه دوم ، تراس نسبتاً بزرگی تعبیه شده که پوشش گنبدی شکل دارد . در طبقات بالاتر راه پله های بیشتری دیده می شود که حالت اختصاصی تری دارند . در کل 8 واحد راه پله در این بنا وجو دارد .

بنای گنبد سلطانیه از نظر تزیینات یکی از موفقترین نمونه های معماری اسلامی ایران به شمار می رود . عوامل مختلف تزیینی بنای گنبد سلطانیه عبارتند از 1- تزیینات آجری 2- تزیینات گچبری 3- کتیبه ها 4- کاشیکاری . 5- تزیینات رنگ و نقاشی . 6- تزیینات سنگی . 7- تزیینات چوبی .

 

ادامه دارد...



تاريخ : پنجشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٩ | ٩:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مرتضی شیخ بگلو | نظرات ()