گنبد سلطانیه – فسمت سوم

در طبقه همکف بنای گنبد سلطانیه تربتخانه با سردابی در زیر قرار دارد . تربت خانه از داخل مستطیل شکل به طول 60/17 و عرض 80/7 متر است . در اضلاع شمالی و جنوبی این فضا ، رواقی به عرض 160 سانتی متر و ارتفاع 3 متر به طور متقارن ایجاد گردیده است . با خالی کردن جرز جنوبی، در قرینه ایوان ،محرابی تعبیه کرده اند . ضلع جنوبی تربتخانه از نظر نما از حالت گو نیایی خارج گردیده و بدین خاطر در طرف غربی در ، در قناسی موجود ، اتاقی ساخته اند . پوشش سقف تربتخانه از سه واحد طاق و تویزه ساخته شده که قطر طاق وسطی ، بزرگتر و به طول 9 متر است . در ارتفاع 20/3 متری کف تربتخانه ، کتیبه زیبایی به دو قلم ریز به خط کوفی مشجر و قلم درشت و به خط ثلث و مشتمل بر آیات قرآنی نوشته شده است . در قسمت های مختلف نیز از کاشیکاری برای تزیین فضا استفاده شده است . در قسمت های مختلف نیز از کاشیکاری برای تزیین فضا استفاده شده است . 

  

حد فاصل فضای تربتخانه و محوطه زیر گنبد پنجره بزرگ و زیبایی قرار داشته که مورخان تو صیفاتی از آن به عمل آورده اند .

در ایوان ضلع جنوبی تربتخانه ، ورودی سردابه قرار دارد .

طرح معماری سردابه که محل دفن شاهان ایلخانی بوده ، بسیار پیچیده و دارای فضاهای متعدد است که با توجه به فقدان سابقه آن در معماری آرامگاهی ایران به نظر می رسد از عقاید و آیین های مغولی – بودایی نشأت گرفته باشد .

 در جوار گنبد سلطانیه و چسبیده بدان ، بنا های دیگر ی بوده که با گذشت زمان ویران گشته و امروز تنها آثارجزئی آنها از طریق حفریات باستان شناسی مشخص گردیده است .از زمان هلاکو به بعد قوم مغول عمیقاً و ناخودآگاه تحت تأثیر تمدن عالی ایران قرار می گیرد.از این زمان است که مغولان در می یابند که دیگر نمی توان چون سنوات گذشته چادر نشین بود و از این سو به آن سو کوچ کرد.از زمان هلاکو که ایرانیان به طور مستقیم و غیر مستقیم دستگاه حکومتی را هدایت می کردند ، ایلخانان مغول را به مرمت خرابیها که در نتیجه حمله مغول حادث شده بود و همچنین ایجاد شهرهای بزرگتر ترغیب نمودند.شروع زدودن آثار ویرانی قوم مغول از رمان هلاکو آغاز می شود ازدستورات اولیه این خان مغول که مؤسس سلسله ایلخانان است مرمت خرابیهای شهر خبوشان( قوچان )است .

روند تکاملی تجدید حیات معماری و شهر سازی ایران که سرآغاز آن از زمان هلاکو شروع شده بود ، در زمان نوه او یعنی ارغون جنبه ای حقیقی پیدا می کند . چنان که وی دستور می دهد که در تبریز شهر ارغونیه ( شم ) و در قنقور اولانگ شهر جدیدی ساخته شود. اگر چه ساخت و ساز این دو شهر در زمان وی به پایان نمی رسد ولی پایه های این دو شهر بزرگ ریخته می شود و یکی پس از دیگری پایتخت ایلخانان بعد از وی می گردد . از آثار باقی مانده چنین استنباط می شود که ساخت سازهای ایلخانی تحت ضوابطی ثابت احداث می شده است . چنانکه یکی ازآثارمتعدد رشید الدین شامل کتابی بود تحت عنوان ًکتاب الاحیا و الاثارکه فصل21 کتاب مربوط به قوانینی است که در ساختمان خانه و ابنیه مقدسه و قلعه و هر نوع ساختمان دیگر باید پیروی شود.فصل 20 کتاب هم حاوی اطلاعات مربوط به ساختمان مقابر است. به طور کلی هسته مرکزی توسعه معماری و شهرسازی ایلخانی را باید در معماری آثار باستانی مختلف ایران مخصوصاً در مرکز و جنوب ایران جستجو نمود . معماران آن دوران با خلق ویژگیهای برجسته،این دوره را از ادوار قبل از خود را مشخص می سازد . ابولقاسم عبدالله بن محمد کاشانی مورخ قرن هشتم و معاصر سلطان محمد می گوید:

معمار این شهر معمور و عمارت مشهور دستور معظم صاحب اعظم والی السیف والقلم علیشاه تبریزی   است.حداقل نتیجه حاصل ازاین روایت این است که تاج الدین علیشاه یکی از وزرای سلطان محمد از مقطعی معماری شهر یا به عبارت دیگر کیفیت شهر سازی سلطانیه را زیر نظر داشته است و چون وزارت وی بعد از قتل خواجه رشیدالدین فضل الله درزمان ابوسعید بدون رقیب ادامه یافته است ، احتمالاً معماری شهر را همچنان در زمان سلطنت ابوسعید زیر نظر داشته است . تصور این که اساس شهری را یکباره وبدون توجه به سیر منطقی وتحول تاریخی آن بنیان نهادبعید به نظر می رسد ،زیرا پدیدار شدن یک شهر در منطقه ای خاص مستلزم فرهنگی مستمر و پویا ست که از هر نظر با جغرافیای طبیعی و سیاسی منطقه،خوی سازگاری داشته باشد . به عبارت دیگر سیر منطقی و تحول تاریخی یک استقرار ساده در طی زمان منجر به پدیدار شدن یک شهر با پشتوانه فرهنگی مشخص می شود . این پشتوانه فرهنگی مجموعه شرایطی است که در طول تاریخ حیات یک شهر یعنی از استقرار ساده تا فرم نهایی در کنار یکدیگر قرار گرفته اند.

بر اساس این روایت حداقل بخشی از این قلعه در زمان ارغون شاه ساخته شده و نهایت اینکه الجایتو آنرا به اتمام رسانده است .دیوار قلعه را از سنگ تراشیده کرده اند بر سر دیوار آن چهار سوار پهلوی یکدیگر توانند راند قلعه مربع نهاده اند طول و عرض مساوی هر دیواری به گز شرع پانصد گز چنانکه دو هزار گز دور آن باشد و یک دروازه و شانزده برج دارد .

این قلعه به منزله کهن دژ شهر بخش حکومتی و محل سکونت ایلخان و نزدیکان وی و ارگانهای دولتی به حساب می آمده است .بخشی از حصار ارگ را کرپرتر(بین سالهای1820-1871م ) ترسیم کرده و تقریباً ارتفاع تقریبی حصار را به نمایش گذاشته است . بنا بر اظهار بارتولد آنچه کرپرتر ترسیم کرده است فقط قسمت کمی از بارو و برج باقیمانده در شمال غربی ارگ است .

سلطان محمد خدابنده از سال 704 یا 705 هجری به بعد در داخل قلعه سلطانیه یا کهن دژ شهر سلطانیه که هر طرف آن 500 گز طول داشته است ، عمارات متعددی ساخته بود . معدودی از این ساختمانها را مورخین ذکر کرده

سلطان محمد اولجایتو از برای مدفن خود در اندرون قلعه عمارتی ساخته است و آنرا ابواب البر نام نهاده و گنبدی بزرگ عالی که قطر آن 60 گز است در غایت تکلف و ارتفاع آن صدوبیست گز.یافته های دهه 1350 با برج و بارو ترسیمی کریرتر هم سنگی دارد . سنگهای سبز بکاررفته در نمای خارجی برج و بارو در قواره های مختلف و دو تیشه بوده و پنجه دیوار از سنگ تراش است ولی ارتفاع سنگها در خط ردیف برابر هستند . ارتفاع ردیفها از یک اندازه مشخص تبعیت نمی کند .کوچک ترین سنگ بکار رفته در حصار قلعه که در ضلع جنوبی ارگ یا قلعه سلطانیه قابل رؤیت است پنج سانتیمتر عرض و 55 سانتیمتر ارتفاع دارد . و بزرگترین سنگ 130 سانتیمتر عرض و 63 سانتیمتر ارتفاع دارد .این برج و بارو دارای پنجه ای در کف و در ناحیه مماس با سطح زمین که 5/35 سانتیمتر ارتفاع آن است .متاسفانه از پهنای حقیقی برج بارو اطلاعی در دست نیست . این حصار یا برج و بارو اکنون از داخل قلعه فاقدنما سازی است . از ردیف سنگهای در حال حاضر با احتساب پنجه حصارهشت ردیف قابل شمارش است که ارتفاعی در حدود 440 سانتیمتر را شامل می شود.

شاید بتوان با توجه به اندازه متوسط ارتفاع سنگهای موجود در نمای حصار قلعه و شمارش ردیف سنگهای طرح کرپرتر اظهار نظر نمود که ارتفاع حقیقی برج بارو از بارو در حدود 780 سانتیمتر بوده است. اما در مینیاتور المترکی که مربوط به یک قانون نامه بوده و بسال 1537 میلادی نقاشی شده و خط الراس برج و بارو توسط کنگره هائی تزئین شده است . در حقیقت این مینیاتور ارگ سلطانیه را پس از اقدامات سلطان محمد خدا بنده نشان می دهد. سنگهای حصار قلعه در نمای خارج جا بجا دارای علامتهای سنگ تراش هستند.بکار گیری علامات از دیر باز یعنی از زمان هخامنشیان تا دوره زندیه متداول بوده است . بنا بر مینیاتور المترکی از گوشه جنوب شرقی نهر آبی (احتمالاً کهریز یا قنات دارالشفا) به صورت دوشاخه وارد قلعه می شده است. این دو شاخه پس از آنکه به کنار گنبد سلطانیه می رسیدند به یکدیگر پیوسته و اندکی بعد باز دوشاخه شده و یک شاخه آن از جلوی گنبد سلطانیه گذشته و تقریباً در گوشه شمال غربی رو به باختر از حصار خارج می شده است . شاخه دیگر به طرف گوشه شمال شرقی امتداد داشته است و پس از خروج از قلعه متوجه چمن سلطانیه می شده است .

ترسیم این نهر آب مؤید آن است که معماران شهر ضرورت یک آب جاری را برای ارگ بخوبی حس کرده بودند. براساس این مینیاتور در فاصله بین حصار تا جلوی گنبد مجموعه ای از واحد های کوچک وجود داشته است. پس از نهر مستحدثات به گونه ای ترسیم شده اند که گویااعتبار بیشتری از بخش قدامی ارگ داشته اند. در این بخش ساختمانها بزرگترو پر نقش و نگارترترسیم شده اند.جزئیات این مینیاتور احتمالاً از بعضی جهات با واقعیت بنا های حقیقی داخل قلعه سلطانیه باید فاصله داشته باشد . ولی بااین حال بیانگر واقعیتهای انکار ناپذیری است . مثل نمایش دو بنای مذهبی در کنار گنبد سلطانیه.بنابر گفته حافظ ابرو در پیرامون ارگ خندقی عمیق وجود داشته است . آثاری از این خندق در نتیجه خاکبرداری های مختلف مشاهده شده است . با بررسی بافت شهر فعلی سلطانیه محدوده پر شده این خندق به وضوح قابل تشخیص است.

سلطان محمد خدابنده ( الجایتو) از سال 704 یا 705 ها به بعد در داخل قلعه سلطانیه امارات متعددی ساخته بود . معدودی از این ساختمانها را مورخین ذکر کرده اند.سلطان  از برای مدفن خود در اندرون قلعه عمارتی ساخته و آنرا ابواب البر نام نهاده و گنبدی مثمن بزرگ عالی که قطر آن شصت گز است در غایت تکلف و ارتفاع آن صد و بیست گز چنانچه در اقصی بلاد عالم مثل آن عمارتی عالی نشان نمی دهند ، پنجره های آهن کوب بسیار کرده و از آن جمله یک پنجره 30 ارش طول و 15 ارش عرض دارد و متصل آن گنبد چند عمارت عالی ساخته ، مسجدی به تکلف و دارالضیافه و دارالسیاده و موقوفات بسیار بر آن وقف کرده و سرای به جهت خاصه خود در اندرون قلعه ساخته چنان که صحن سرا را 100 در 100 نهاده اند و صفه عالی بر مثال ایوان کسرا و 12 سراچه در حوالی آن متصل سرا از هر یک پنجره دری به صحن سرای بزرگ گشوده و صحن آن را از سنگ مرمر فرش انداخته و دیوان خانه بزرگ که 2000 آدمی در آن گنجد و آن را کریاسی نام کرده و غیر اینها که ذکر کرده شد پادشاه و امرا عمارت بسیار در اندرون قلعه کرده اند.با توجه به تعدد امرای نزدیک اولجایتو و همچنین تعدد افراد خانواده سلطنتی می توان گفت که رقم واحد های ساختمانی داخل قلعه قابل ملاحظه بوده است .شمس الدین محمد بن محمود آملی یکی از مدرسان مدارس سلطانیه در قرن هشتم هجری در کتاب نفایس الفنون فی عرایس العیون مطالب قابل توجهی ثبت کرده است .

وی چنین نوشته:

از آن جمله شهر سلطانیه که در شهور سنه اربع و سبعمائه (704) بنیاد نهاد و در مدت ده سال به مرتبه عالی رسانید که از بلاد ربع مسکون معمور تر شد و در وسط سلطانیه قلعه بس عالی به مقدار شهری بنا فرمود و جهت مرقد خود گنبدی بس عالی هشت منار بر سر آن ساخته و در حوالی آن ابواب الخیر ازجامع و خانقاه و مدارس و دارالسیاده که هر گز مثل آن در جهان نه دیده و نشنیده بفرمود و بسیاری از املاک نفیسه در آنجا وقف کرد ، چنانکه حاصل آن در عهد دولت او به100تومان می رسدو چون این جمله به تعلیم و ارشاد وزیر عالم عادل صاحب سعید شهید خواجه رشیدالدین نیابت تولیت بدو داد ودر آنجا 10 مدرس و20 معید و100نفر از طلبه علم و20 صوفی و12حافظ وهشت مؤذن و 4 معلم تعیین فرمود و جهت هر مدرس 1500دینار مرسوم کرد وجهت هرمعید 750 دینار از جهت هر طالب علم و صوفی و حافظ و مؤذن و معلم 120 دینارو هرروز جهت آینده و رونده که در دارالضیافه آنجا صرف کنند300دینار تعیین فرمود .واز برای امرا که ملازم آنجا باشند و مجاوران و فراشان و خادمان خانقاه و خرج ایتام و مصالح دارالسیاده و دارالشفا زیاده از 100000دینار چنانچه در وقفیه مفصل و مشروح است مقرر فرمود .

از مجموع گفته مورخین مذکور چنین نتیجه گرفته می شود که میتوان با یقین از ساختمانهایی مثل ابواب البر (گنبد سلطانیه ) ، مدارس ،خانقاه ، دارالشفا، دارالضیافه، دارالحفاظ ،دار السیاده، مساجد ، خوانق ،دارالقراعه ، دارالحدیث ، بنای کریاسی، سرای مخصوص و 12 سراچه بعلاوه ساختمان برج وبارو به همراه یک دروازه نام برد و از قسمتهایی هم صحبت شده که باستان شناسان هر از چندگاهی یکی از آنها را می یابند مثل درهای نقره کوب کاشیهای برج و بارو وهمچنین می توان گفت که اعظم ساخت و سازهای سلطانیه در زمان سلطان محمد خدابنده (اولجایتو) انجام گرفته است هرچند که شروع ساخت و سازها مربوط به زمان ارغون می باشد .

نکته دیگر دروازه های ارگ است که به جز یک مورد تنها از دروازه شمالی صحبت شده است که در این مورد هم دو نظر مطرح می شودکه به قرار زیرند:

دروازه جنوبی جنبه خصوصی داشته است .دروازه جنوبی الحاقی می باشد

 

موزه باستان شناسی در گنبد سلطانیه

 

اشیاء در معرض نمایش عبارتند از :اشیاء بدست آمده از کاوش های باستان شناسی ارگ و شهر قدیم سلطانیه شامل انواع کاشی زرنگار و زرین فام ، پی سوزهای سفالی ساده و دسته دار ، قطعاتی از فقاع سفالی ، کاسه های سفالی ساده و لعابدار ، انواع دوات سفالی لعابدار دوره صفوی ، انواع بشقاب لعابدار منقوش دوره ایلخان..



تاريخ : جمعه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٩ | ٤:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مرتضی شیخ بگلو | نظرات ()