قسمت دوم

برج ناقوس

  این برج بر روی ایوان دو طبقه ای متصـل به دیـوار جنوبی کلیسـا قـرار گرفته و دارای گنبدی به شکل هـرم و هشـت ضلعی است که برروی هشت ستون استوانه ای از سنگ سرخ با سر ستـون های زیبا استوار شده است.

پیشانی طاق های بین این ستون ها که پا طـاق گنبـد بـرج محسوب می شوند، بانقوش برجسته فرشـته ، صلیـب ،تـرنج ، ستـاره و گل هشت پر زینت یافته ودر سطح ایوان برج، قبوری از بزرگان آیین دین مسیح به چشم می خورد ودر دیوار ضلع شمالی این برج که بخشی از دیوار جنوبی کلیسانیز بشمار می آید ، تصاویر بر جسته ای از مریم مقدس و عیسای مسیح مشاهده می شود.

ودر صحن این قسمت از برج قبور متعددی از افراد سرشناس و بزرگ مسیحی دفن شده واین برج در زمان عباس میرزا نایب السلطنة فرزند فتحعلیشاه بازسازی و مرمّت گردیده است . لازم به توضیح است که اکنون این بخش از بنای کلسیا که چشم اندازی جالبی دارد با داربست های فلزی سر پا نگهداشته شده است وسقف ایوان دوم برج ، که در آستانه ی متلاشی شدن است ، در صورت عدم توجه و باز سازی فرو خواهد ریخت. برج ناقوس درکلیسا به منزله ی مأذنه ومسجد می باشد.

نمازخانه

نمازخانه بخش دیگری از کلیسا می باشد که در مساحتی به حدود 16 در 21 متربناگردیـده است. با ورود به فضای داخلی آن ، روزهای باشکـوه گذشته آن راکمتـر می توان تصـوّر نمود . استفـاده ی مرمّت گران از اسباب و امکانات دنیای مدرن امروزی که به منظور احیای عظمت دیرین آن انجام می گیرد ، باشیوه معماری و سبک بسیار قدیم آن همخوانی ندارد . روشـن کـردن دالان ها باچـراغ برق و سیم کشی و نصـب پـریـزهای بـرق بر روی دیوارهای بسیار کهـن که چندین صـد سال از قدمـت آن می گـذرد ، از شکـوه و ابهت تاریخی آن کاسته است.درب ورودی نماز خانه در وسط دیوار ضلع غـربی آن با عـرض 40/1 مترو با ارتفـاعی2متر(ازنمای داخلی 30/2 متر) ساخته شده است . این در به نام « در هزار تکه» نیز معروف است و گمان می رود این انتساب به خاطر آن است که در ساختن ایندر از صدها قطعه چوب و گل میخ های فلزی مدوّر استفاده شده است. و در روی آن منبّت کاری با تزئینات بسیار زیبا انجام گرفته و طرح آن از دهها گل وستاره هشـت پر است که در داخل خانه های هشت ضلعی متقارن قرار گرفته اند.این درب ورودی نماز خانه از جنس چوب ساخته شده و یک لنـگه می باشد و روی محـور پایه جنوبی حرکت می کند و تصـوّر می شود که از آثار چوبی اوایل دوره قاجاریه یا صفویه باشد.

حجّــاری پایه ها و طـاق نماها و زنجیــره های جـوانب و مقــرنس کاری ها و تـزئینـات طــاق سردر، درنوع خود بدیــع وزیبا ست. مقـرنس کاری های سـر در و نقـوش بر جستـه اطـراف آن بـه طـرزی ماهرانه طـرح گردیده که بی تردید از شاهکارهای هنری ایران و جهان به شمارمی آید. بالای طاق مقرنس و بالاتر از همه ی طاق نماها دیوار غربی رازنجیره ی عریض زیبایی زینت داده است.

نقش هایی برجستـه از مریــم مقـدّس ( س) و حجّاری هایی بر روی تمامی دیوار های ساختمان نماز خانه و ایوان و برج ناقوس و اطراف محراب کلیسا مشاهده می شود. در دیوار شرقی نماز خانه دریچه ای به شکل صلیــب درمیـان سنگ های حجّـاری شـده قرار گرفته وپرده ای سرخ رنگ با نقاشی های دلپذیر از داستان های کتاب مقدس انجیل ، دیواره های نماز خانه در بر گرفته است.



  
در دیواره های داخل و خارج کلیساصدهاکتیبه و سنگ نوشته به زبان ارمنی به چشم می خورد که اگر این کتیبه ها به زبان فارسی ترجمه گردد، بسیاری از حقایق مکتوم این بنا اعم از : تـاریـخ دقیـق بنــا و سازندگان آن و اخبار مربوط به اقوامی که در این دیار میزیسته اند ، آشکار خواهد شد. بنا به قولی، اکثر این نوشته ها که درآنها طرح صلیب هم به چشم می خورد ، در سالها وقرنهای گذشته به صورت یادگارنوشته شده و در دیوارهای ساختمان کلیسا نصب گردیده است و دربین این همه کتیبه و سنگ نوشته حتّی یک آیه هم از کتاب مقدّس انجیل وجود ندارد. در بخش ورودی نمازخانه تعدادی مقبره با سنگ نوشته هایی به زبان ارامنه وجود داردکه به جز یکی دو مورد نوشته های آن ها مشخص نیست و قدمت این مقبره ها به بیش از سه هزار سال می رسد.

دراین کلیسـای سنگـی ، فقـط یک سنـگ نـوشتـه بـه زبـان فـارسـی وجــود داردکـه با خــط زیبــــای نستعلیــق بر روی چند لوح سنگی مربعی شکل نوشته شده و در مجموع به صورت یک نیم دایره که اطراف آن مقرنس کاری شده در بالای درورودی و زیر طاق مدخـل کلیسـا نصـب گردیـده ومـربـوط بـه ســال 1246قمری (1860میلادی ) می شود . مطالب حک شده در این سنگ نوشته حکایت از آن دارد که عباس میـرزا نایـب السلطـنة فرزند فتحعلی شاه قاجار ، روستای دره شام جلفـا را از محبعلـی بیـگ نخجــوانی بـه قیمـت سیـصـد تـومـان خـریـداری نمـوده و درآمـد حاصـل از آن را بـه کلـیسـای سنــت استپـانـوس و اوجاق دانیال وقف کرده است و دو کتیبه که درطرفین درب ورودی نمازخانه به زبان ارمنی نوشته شده ترجمه همان لوح فارسی می باشد.

مطـالـب درج شده در این سنگ نوشته بشرح ذیل می باشد:

بسـم الله الـرّحمـن الـرّحیـم و هـو قـدیــم درعصرسلطنت اعلی حضـرت قـدر قدرت ، قضـا تؤامان ،سکنـدر حشمت،دارا دربان ، نواب اشرف ، حضرت نایب السلطنة العلیة ، عبـاس میـرزا ، ارواحنـا فـداه
که خلـف ارشــد نـامـــدار جم جـاه ، ظل الله ، فتحعلیشاه قاجار است ابقی الله عمره و سلطنة و ادام الله ملکـه که مرحمـت بینهایت در باره کمترین دعاگـو سرکیـس ولـد استپــان خلیفه جلفای من قراءنخجـوان داشت ، و گویا که حسن خدمـت کمترین در پیشگـاه حضـور والا جلــوه گر شده بود ، بنابر این قـریه دره شام را در تاریخ سنه 1246 به این کمتـرین که دعا گـوی دولت ابـد مدت شـاهی بـودم تیـول مرحمـت فــرمـودندکه صرف اوجاق دانیـال (ع) نمـایم و دعــا گـوی عمــر و دولــت شــاه وشاهـزاده و امیـر زاده ها باشم. در تــاریـخ سنــه 1246 قـریــه دره شـام را از عـالیجـــاه محبعـلی بیـگ نخجـوانی به مبلغ سه صـد تومان گـرفتـه ، وقف اوجـاق دانیــال (ع) ساختیم، که هر کس در این مقـام مبارک بعـد از این خلیفـه بوده باشداولاً به دولت شاه ایران واجب است دعا نماید. ثانیاً لعنت خدا و نفرین رسول بر آن کس شود کــه ایـن قـریـه رابفـروشد و یا به بیـع گذارد وصرف اوجاق ننماید.

کتبه علی اشرف نخجوانی سده 1247



تاريخ : چهارشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸۸ | ٤:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مرتضی شیخ بگلو | نظرات ()

کلیسای سنت استپانوس Saint  Stephanus Church(1) – 1

قسمت اول

 

با ارس همراه میشویم ، ارس زیبا و باعظمت که امروزه بعنوان خط مرزی ایران با جمهوری آذربایجان مورد احترام ساکنان دو طرف آن است . ارس راهمیشه دوست داشته و دارم  .در جای جای ادبیات و قصه های  پدرانمان ارس جایگاه ویژه ای را داشته است . ارس یا همان آراز روزی روزگاری از داخل خاک وطنم جاری بود و چه نغمه های دلنشینی را مادر بزرگ های مان از صدای پر تلاطم آب  های خروشانش برایمان سروده اند .از دیدن دوباره آن دلم می گیرد ، دلم بر ملتی تنگ میشود که روزی جز ء ما بودند و امروزه از ما جدا افتاده اند و ارس خط جدائی ما شده است !!

به موازات ارس از سمت شهرک سد ارس بطرف کلیسای سنت استپانوس میرویم ، جاده واقعا زیبا و غیر قابل وصف می باشد .

 بعد از طی 30 کیلو متر به کلیسا میرسیم . محوّطه ورودی کلیسا که سربالایی نسبتاً تندی است محل توقّف خود روها می باشد . ودر اولیّن نگاه ، در ارتفاعی بالاتر گنبــد سنگـی کلیسـا از میان درختـان بلنــد، خـود نمایی می کنـد. بعد از طی یک پیچ کوتاه سنگلاخـی که درمیانـه ی آن دروازه سنگی گنبدی شکل با ارتفاع 5 متروبا عرض70/5 مترکه در طرفین آن بـرجـک های استـوانه ای است ،کلیسای سنت استپانوس حودنمائی می کند. نماو شکل ظاهری کلیسا به جهت مغــرب است و در مقابل آن محوطه ای پوشیده ازدرختـان تنــومند می باشد ودر میان این محوطه، استخـری بزرگ برای ذخیره یآب و مکان هایی برای استـراحت مراجعیــن ساخته اند. فضـای اطــراف کلیــسارا درختــان بزرگ و قدیمی تـوت، گـردو، انجیر ، بادام ، گیلاس،زرد آلو ودرختان جنگلی و ...  
پوشانده که لطافـت و زیبایی خاصی به ساختمان کلیسا بخشیده است.

حصــار سنگـی دور تادور بنا را احـاطـه کرده است.این حصـار ، بـارویی بلنـد با هفـت بـرج نگهبانی و پنـج پشـت بند استوانه ای سنگی شبیه دژهای محکم دوره ساسانی و قرون نخستین اسلام بوده است.

از روی تابلو راهنمای ورودی تاریخچه آن را مرور میکنیم. این بنای عظیـم و دیدنی در 17 کیلومتری غرب شهر جلفا (در مسیر جاده ی مرزی جلفا- سدّ ارس ) و به فاصله ی سه کیلو متری کرانه یجنــوبـی رود ارس ، در آغـوش گـرم و با صفـــای کوهستـان و در میـان درّهی سر سبـز شام با قدمتی بیـش ازهــزار سـال آرمیـده است.این کلیسـا به عـلّت قـرار گـرفتـن در روستـای متـروکـه ی شـام ، با همیــن نــام نیـز خـوانـده می شود ودر زبان مردمان محل این مکان را اغلب بانام کلیسای خرابه می شناسند.

نام اصلی این کلیسا از « استپانوس » که یکی از حواریون حضـرت عیسی (ع) و نخستین شهید تبلیغ در راه مسیحیّـت بوده ، اقتبـاس گـردیده است . وجـود کلیسـا دراین منطقـه حاکی از آن است که ساکنـان اولیــّه اطـراف کلیسا ارمنـی بـوده اند که بعـد از آغــاز جنـگ جهـانی اوّل از ایـن منطقـه به منـاطـق دیگـرمهاجرت نموده اند . این کلیسا هر سال در یک روز خاصّی( این روز بر اساس نظر شورای ارامنه تعیین می شود ) مرکز گرد همایی مسیحیان جهان می گردد که با زیارت این مکان و با روشن کردن شمع به نیایش و راز و نیـاز می پردازند.بسیاری از ارامنه اعتقـاد بر این دارند که سنگ بنای این کلیسا توسط یکی ازدوازده حواریون حضرت عیسی (ع) بنا نهاده شده واز نظر آنان این مکان فوق العاده اهمیّت دارد.

سنت استپانوس یا سنت استفان اولین شهید راه مسیحیت است که در ۲۶ دسامبر سال ۳۶ میلادی در اورشلیم توسط یهودیان سنگسار شد .

درباره تاریخ بنای کلیسا، اظهارات گوناگونی ابراز شده‌است. عده‌ای آن را از بناهای اوائل مسیحیت، می‌دانند برخی چون تاورنیه بنای آن را به دوره صفویه نسبت می‌دهند. در حالی که شیوه معماری بنا، مصالح ساختمانی و تزئینات مفصل و زیبای آن مؤید این مطلب است که کلیسا همانند و هم زمان با کلیساهائی چون طاطائوس در بین قرن چهارم تا ششم هجری (دهم تا دوازدهم میلادی) ساخته شده است و سبک معماری آن تلفیقی از شیوه‌های مختلف معماری اورارتو، اشکانی و رومی است که بعد از به وجود آمدن بناهای شگرف سنتاچمیادیزین، طاطائوس و آختامار و سنت استپانوس به شیوه معماری ارمنی شهرت یافت.

 محل ورود به کلیسا از وسط دیوار غربی تعبیه شده با دری به عرض یک و نیم و با ارتفاع دو ونیم متـر،از جنس چوب که آهن کوبی شده است و به حیـث ظـاهـر شبیـه دروازه ی
 
دژهای دوران صفـویّه و قـاجاریّه می باشد و پایه های طرفیـن دروازه و بالای آنهمه از سنـگ تـراش ساخته شده و حجـّّاری ها و نقـش های دقیقـی دارد. قسمتی از سنگ های تـراش بالای طـاق فـروریخته، امّا طـاق و قسمت های پایین ترهنوز سالم مانده است. نقـش بر جسته ای از حضـرت مـریـم ( س) و کودکی حضـرت عیسـی ( ع ) در پیشانی طاق نما، کـنده شده است که طـرحی زیبـا و جالـب وحالتـی گیــرا دارد .

دروازه ورودی کلیسا به دالان باریکی بـاز می شود که از جهت جنوب منتهی به دیـر و ازجهت جنوب منتهی به صحـن کلیسا و ازجهت شـرق منتهی به انبار علوفه و اصطبل حیوانات می گردد و هر سه قسمت در سطحی بالاتر از سطح دالان قرار گرفته اند.بنای کلیسا از سنگ ساخته شده و از سه قسمت مشخـص بـرج نـاقـوس، نمـاز خـانه واجـاق دانیـال تشکیل گردیده است که به تشریح جزئیّات آن میپردازیم .



تاريخ : دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸ | ٩:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مرتضی شیخ بگلو | نظرات ()

تپه حسنلو - Hasanlu site

بعد از مدتها فرصتی دست داد تا از یکی از تاریخی ترین آثار کهن ایران دیدن کنم. تپه حسنلو با خودش، تاریخ با عظمت منطقه آذربایجان و حتی ایران را یدک می کشد اما دیدن این اثر مظلوم و متروک بد جوری دلم را بدرد آورد. کاش جا های دیگر، مردمان دیگر و فرهنگ های دیگر را ندیده بودم ! مردمانی که از هیچ برای خود تاریخ ساخته و هویت خریده اند .واقعا از اجداد خود که در زیر پاهایم زیر خروارها خاک آرمیده  اند خجالت میکشم. مردمانی متمدن و با فرهنگ که اگر جایگاهی نیز اکنون در بین جهانیان داریم مدیون نام و یادشان است. تپه حسنلو بدون حفاظ و یا دیوار ! تنها حسن آن ورود به محوطه از هر طرف که بخواهی ، بدون اینکه کسی از شما بپرسد کی هستی و کجا میروی و بدتر از همه کسی نبود که توضیحی راجب آن بدهد و بروشور و ....

از دوست و استاد عزیزم استاد اصولی که از شاعران و پژوهشگران بنام ارومیه می باشند، کمک گرفته و مطالب ذیل را در ارتباط با این اثر جاودانه در این پست قرار میدهم امید است بتوانم گوشه ای از تمدن درخشان ایران زمین را ارائه کنم.

تپه تاریخی حسنلو در 12 کیلومتری جنوب غربی دریاچه ارومیه، ( 65 کیلومتری جنوب ارومیه) و 9 کیلومتری شمال شرقی شهرستان نقده (سلدوز) که  بنام روستای همجوارش حسنلو نامگذاری شده، واقع است. تپه حسنلو تپه ی بزرگ و مدوری به قطر تقریبی 250 تا 280 متر و ارتفاع 20 متر از سطح رودخانه گدار میباشد. این تپه بین دو دهکده امین‌لو و حسنلو از طرف مغرب و مشرق قرار گرفته است.این طور به نظر میرسد این تپه در واقع یک قلعه یا دژی بوده که در زمانهای جنگ و با تهاجم بیگانگان اهالی به آن پناه میآوردند.متخصصین تاریخی این قلعه را از قدیمی ترین قلعه های آذربایجان و ایران به حساب آورده اند.

تپه حسنلو ابتدا بوسیله یک هیئت تجاری ایرانی در سال 1313 شمسی کاوش شد و در سال 1315 بوسیله سر اورل اشتین دانشمند انگلیسی چندین گمانه در آن زده شد و مقداری هم اشیاء بدست آمد. در سال 1326 یک کاوش تجارتی بوسیله آقای فرهادی انجام گرفت و آقای محمود راد بازرس فنی این حفاری بود. در سال 1328 از طرف اداره کل باستانشناسی آقای مهندس علی حاکمی باتفاق آقای محمود راد مأمور کاوش علمی در این تپه باستانی شدند. مقدار زیادی از اشیاء حسنلو که امروزه در موزه ایران باستان دیده میشود بوسیله این هیئت علمی بموزه تهران آورده شده است

در سال 1334 شمسی یک هیئت مشترک ایرانی و امریکایی به ریاست پروفسور رابرت دایسون در تپه حسنلو مشغول کاوش شدند. این حفاری در سالهای بعد هم ادامه یافت. در نتیجه آن عمر تپه را به 10 دوره تقسیم کردند .به نظر رابرت دایسون دوره اولیه 6000  سال قبل از میلاد قدمت داشت که انسانهای متمدنی در آن میزیستند . در دوره چهارم که به 300 الی 800 سال قبل از میلاد میرسد، حاکمان مانناها حکمرانی میکردند.

از دوره هفتم تا دوره اول اطلاعات بیشتری موجود است و شواهد باستان‌شناسی و حفریات در حسنلو وجود این دوره‌ها را کاملاً تأئید میکند. در این دوره‌ها به بناهای خشتی و گلی و سنگی برخورد شده است. از حفاری که در سالهای 1349 و 1351 انجام گرفت ثابت شد که از دوره چهارم سکونت در حسنلو یعنی از هنگام وقوع آتش‌سوزی بزرگ حسنلو تا دوره هفتم سکونت (2200 سال پیش از آتش‌سوزی) آثار ساختمانی که دال بر سکونت افرادی در حسنلو میباشد موجود است. بنابراین دوره هفتم بین 2500 تا 3000 سال پیش از میلاد بوده است که از ابزار مفرغی استفاده میشده است و دوره ششم بین 2000 تا 2500 پیش از میلاد مسیح و دوره پنجم میتواند 1300 سال پیش از میلا مسیح بوده باشد.در دوره پنجم سکونت در حسنلو ظروف سفالی خاکستری رنگ ظاهر شده است .از مختصات دوره پنجم سکونت در حسنلو وجود ساختمانهای خشتی و گلی است که تاکنون در هیچ نقطه از دنیا یافت نشده است. دوره چهارم از زمان مانناها حکایت دارد که آثار گرانبهائی از آن دوره از زیر خاک بیرون کشیده است .   مهمترین دوره سکونت در حسنلو همان دوره چهارم است و ارزش کلی حفاریهای حسنلو و ساختمانهای یافت شده در آن بیشتر روی این دوره  متمرکزمیباشد. کلیه ساختمانهای یافت شده در حسنلو که از سنگ ساخته شده‌اند متعلق به دوره چهارم سکونت در حسنلو است (گرچه مقدار کمی هم سنگ در پی‌های ساختمانی دوره پنجم بکار رفته است).

هیئت حفاری در سالهای اخیر توانست اتاقهای متعددی با سالنهای بزرگ در مرکز تپه کشف نماید و دیوار دفاعی قلعه نظامی و دژ محکم این شهر را اززیر خاک بیرون آورد. از کشفیات اخیر این هیئت دست یافتن به سه معبد بزرگ ستوندار است که احتمالاً مراسمی در هر یک از آنها اجرا میشده است. بنظر میرسد که این سه تالار بزرگ ستوندار همزمان با هم ساخته نشده است بلکه تالار ستوندار شرقی اول و تالار ستوندار بزرگ جنوبی پس از آن دو تالار ستوندار غربی بعد از هر دو تالار ساخته شده است و به عبارت دیگر میتوان گفت هنگامیکه تالار ستوندار بزگ جنوبی را بنا کرده‌اند اولین تالار ستوندار شرقی متروک شده بود و از آن استفاده کافی نمیشده است و آن تالار به انبار یا طویله اسبان تبدیل شده بوده است. و نیز سومین تالار غربی ستوندار را هنگامی بنا کرده‌اند که دومین تالار بزرگ جنوبی تکافوی احتیاجات آنها را برآورده نمیکرده است بدین جهت اقدام به ساختن سومین تالار بزرگ ستوندار کرده‌اند. شواهدی که از این حفاری داریم اینطور نشان میدهد که هر سه بنای ستوندار مانند یک مرکز مذهبی یا معبدی بوده که برای انجام تشریفات خاصی ساخته شده و در حقیقت خدا را در آنجا میپرستیدند.

دور تا دور قلعه را دیواری به ضخامت 3 متر و ارتفاع 7 متر فرا گرفته بوده

است. در سرتاسر این دیوار برجهای مربع شکلی به فاصله‌های 30 متر از یکدیگر و به ابعاد 10 × 10 متر ساخته شده بود. ارتفاع برجها بدرستی معلوم نیست که چند متر بوده است و مسلماً بیشتر از 7 متر یعنی بلندتر از دیوار قلعه بوده است. با احتساب هر 30 متر یک برج، تقریباً محل هفت برج در روی دیوار دفاعی قلعه روشن میگردد. طرز قرار گرفتن برجها در میان دیوارها طوری بوده است که 3 متر از طول برج داخل دیوار و 5 متر آن خارج دیوار (بیرون از قلعه) و 2 متر آن در سوی دیگر دیوار (داخل قلعه) قرار داشته است. از این برجها برای حفاظت قلعه استفاده میشده است.   از حفاری قسمتی از دیوار قلعه و چند برج میتوان نتیجه گرفت که تغییراتی در دیوار شهر و برجها در دوران سوم سکونت در حسنلو پدید آمده است و مسیر دیوار قلعه در دوره سوم سکونت با دوره چهارم فرق کرده است، زیرا پس از آتش‌سوزی و فروریختن قسمت زیادی از دیوار قلعه و خراب شدن برخی از برجها، دیوار و برجها از نو بنا شده ولی در مسیر دیوار اندکی انحراف حاصل گردیده است.

  در مرکز این دژ حیاط وسیعی به طول 29 و عرض 19 متر قرار گرفته است. البته طول و عرض حیاط در همه سو یکسان نبوده و حیاط تقریباً شکل چندضلعی نامنظمی پیدا کرده است بطوریکه در شمال‌ترین قسمت عرضش به 21 متر هم میرسد. در انتهای جنوبی حیاط مرکزی مذبح یا قربانگاه قرار داشت و در انتهای شمالی حیاط چند ستون سنگی بلند بفاصله چند متر از یکدیگر به ارتفاع سه متر یا بیشتر مانند لوحه سنگی یادبود به دیوار شمالی حیاط نصب شده بود ولی روی هیچ‌کدام از آنها کتیبه‌ای دیده نمیشد. در دو سوی شمالی و غربی حیاط سکوهای سنگی بارتفاع تقریبی 60 تا 70 سانتیمتر و عرض 120 تا 230 سانتیمتر وجود داشت که با سنگ‌های تخت مفروش بود. دور تا دور حیاط مرکزی و اتاقهای کوچک و بزرگ و تالارهای ستوندار و ایوانهای درازی وجود داشته است که بازمانده آن هنوز هم برجای اولش دیده میشود.

  در جنوب شرقی حیاط مرکزی یک تالار وسیع با چند انبار وجود داشت. در این تالار مقداری زیادی از خمره‌های بزرگ یافت شد. از همین تالار یک در به انبار دیگری که خمره‌های زیادی در آنجا وجود راشت باز میشد ،مورد استفاده این خمره‌ها معلوم نیست که آیا برای ذخیره آب بوده یا شراب. ولی به سبب اینکه این قلعه دژ نظامی بوده است احتمال ذخیره آب برای روزی که مبادا دژ را محاصره کنند بیشتر است. در شمال همین انبار اولین و قدیمترین تالار بزرگ ستوندار قرار گرفته است. در ورودی این تالار بزرگ ستوندار از همین انبار به داخل حیاط مرکزی باز میشده است. تا آنجائیکه حفاری سال اخیر روشن کرده است این تالار بطول و عرض 16 × 4 متر از زیر خاک بیرون آمده است ولی قسمت جنوب شرقی آن هنوز حفاری کامل نشده و معلوم نیست که ابعاد واقعی این تالار چند متر است. در مرکز این تالار در دو ردیف 4 ستون وجود داشته است که فاصله هر ستون با ستون دیگر 5 متر بوده است و در کنار دیوار نیز محلهائی برای تعبیه ستونهای چوبی با ته ستونهای سنگی دیده میشود. در جنوب همین تالار محل محراب یا موبد معلوم است. در میان این تالار ستوندار اسکلت دو اسب به فاصله 5 متر از یکدیگر در سوی شرقی و مرکزی تالار یافت شد. دیدن این منظره چنین ثابت میکند که از این تالار پس از ساخته شدن تالار دوم ستوندار که در جنوب حیاط مرکزی قرار دارد دیگر استفاده نشده است بلکه جهت نگهداری اسبان بجای اصطبل بکار رفته است.

در میان این تالار ستوندار بزرگ معبد مانند، تقریباُ بفاصله 5/3 متر از در ورودی سمت شمال تالار سکوئی به اضلاع 3*2 متر قرار داشت. این سکو که از خشت و گل ساخته شده بود احتمالاُ جهت انجام تشریفات مراسم مذهبی ویژه‌ای ساخته شده بوده است. شاید هم در روی این سکو شمعدانها و چراغهای پیه سوز جهت روشن نگهداشتن معبد قرار میداده‌اند و شاید هم قربانی را روی همین سکو تقسیم میکرده‌اند. در سمت جنوبی تالار درست در وسط ضلع جنوبی محلی شبیه محراب که شاید محل ایستادن یا نشستن موبد بزرگ بوده است درست کرده‌اند که راهی به اتاق کوچک پشت معبد (در ضلع جنوبی آن) دارد. ممکن است همین اتاق کوچک هم محلی برای تعویض لباس روحانی موبد و یا محل کار ویژه‌ای برای موبد بوده باشد. در سمت شمال شرقی داخلی معبد و تقریباُ قسمت شرقی در ورودی سمت شمال آن در داخل معبد محلی برای روشن کردن آتش مقدس وجود داشته است که هنگام اجرای مراسم احتمالاُ در آن محل آتش می‌افروختند و آثار سوختگی زیاد نشانه آتش‌افروزی در آن محل است. در گوشه جنوب غربی معبد نیز آتشگاه دیگری بچشم میخورد که عبارت از اجاق مستطیلی شکلی است و آثار سوختگی شدیدی در آن محل نیز دیده میشود.

در میان ستونهای این تالار، در قسمت شمال و غربی دو در بزرگ به عرض 2 متر و در قسمت جنوبی و شرقی درهای ورودی بعرض 20/1 متر بداخل اتاقهای اطراف تالار باز میشوند. در سمت شمال معبد و در دو طرف دروازه شمالی آن دو سکوی بزرگ که روی آنها سنگ‌فرش شده است به چشم میخورد. عرض هریک از سکوها 5/2 متر و طولشان تقریباُ 8 متر بود. از قرائن و شواهدی که در این معبد و اطرافش موجود است چنین استنباط میشود که این سکوها برای نشستن افرادی که به معبد دعوت میشدند و یا برای اجرای مراسم خاصی به آنجا می‌آمدند ساخته شده‌اند. و محل سخنران یا موبد که درست مانند سن تآتر یا سینما در مقابل آن سکوها قرار گرفته است چنین راهنمائی میکند که ممکن است افرادی برای استماع سخنرانی موبد بزرگ در این محل گردهم می‌آمدند و موبد در محل مخصوص خود می‌نشسته یا می‌ایستاده و افراد دیگر روی سکوهای طرفین دروازه شمالی می‌نشستند و مراسم با دستور موبد روی سکوی میز مانند که نزدیک جایگاه موبد بود انجام میگرفت. اجرای این مراسم آتش‌افروزی در آتشگاه‌های سمت شمال‌شرقی و جنوب‌غربی معبد همراه بوده است.

بناهای اطراف معبد یادشده غالباُ همه به هم راه داشتند و مانند اتاقهای تو در تو در چهار سوی کعبد ساخته شده‌اند و اکنون نیز محل درهای آن که به معبد باز میشده کاملاُ پیداست. در قسمت شمالی معبد و خارج آن دو ایوان کوچک در طرفین در ورودی قرار گرفته است پیش از اینکه وارد این بنای بزرگ معبد شویم باید از ایوانها بگذریم. این دو ایوان هم شاید محل رخت‌کن یا محل نگهداری اثاثیه و اشیاء کسانی بوده است که هنگام ورود به معبد تحویل افرادی میدادند تا در بازگشت از معبد دوباره آنها را پس گرفته و با خود ببرند. پیش از اینکه وارد این دو ایوان شویم، در گوشه جنوب‌غربی حیاط مرکزی نظر ما را سنگ بزرگی در فاصله 2 متری ایوانها جلب میکند. این سنگ بزرگ بطول 4 و بعرض 2 متر است. شاید هم مراسم قربانی را روی آن سنگ انجام میداده‌اند زیرا ممکن است که انسان یا حیوان را برای یزرگداشت معبد بزرگ و خدای معبد قربانی کنند و این سنگ احتمالاُ مذبحی بوده که قربانی را روی آن یر می‌بریده‌اند و پس از شستشوی قربانی برای تقسیم، آنرا به داخل معبد روی سکوی نزدیک جایگاه موبد منتقل میکرده‌اند.

اتاقهای دیگر سمت جنوب حیاط مرکزی شامل انبارها، اسلحه‌خانه و آشپزخانه بود که غالباُ به تالار بزرگ ستوندار جنوبی راه داشته‌اند. بجز آشپزخانه که در پشت تالار بزرگ قرار گرفته بود اتاقهای کوچکی با راهروهای بلند سمت جنوب و شرق این تالار را احاطه کرده بود. در کف برخی از اتاقها ته ستونهای سنگی جسته گریخته افتاده بود. در پشت تالار بلند شرق تالار ستوندار یک راهرو وسیعی که احتمالاُ اسلحه‌خانه بوده و یا اسلحه‌ها در آنجا ساخته میشده است وجود داشت. در سالهای گذشته از این محل تعداد زیادی شمشیر و سرنیزه آهنی کشف شده بود که این نظریه را تأئید میکند. یک در ورودی از قسمت جنوب شرقی حیاط مرکزی به محوطه اسلحه‌خانه باز میشده که به همه اتاقهای مجاور خود راه داشته است. در سمت مغرب همین تالار بزرگ ستوندار چندین اتاق بزرگ و کوچک قرار گرفته بودند که همگی با هم ارتباط داشته‌اند و از آخرین اتاق شمال غربی این واحد ساختمانی راهی به راهرو باریک ساختمانهای غربی حیاط مرکزی و نیز راهی به سومین کاخ بزرگ ستوندار که از دو تالار دیگر جدیدتر است وجود داشته است. این اتاق درست روبروی اتاقی که جام طلا از آنجا کشف شد واقع شده است.

در گوشه جنوب غربی حیاط مرکزی نزدیک مذبح دری به سوی تالار بزرگ ستوندار (معبد) باز میشود و در جوار همین در یک راهرو بلند و باریک که بسومین تالار ستوندار غربی (جدیدترین تالار) منتهی میشود وجود دارد. در ضلع شمالی همین راهرو نزدیک سومین تالار ستوندار در اتاق کوچکی جام طلای حسنلو در سال 1338 کشف گردید. این جام در آغوش انسانی که روی سینه بر زمین افتاده بود و به پشت او خنجری فرو رفته و از سوی دیگرش جام را شکافته بود یافت شد. در قسمت غربی حیاط مرکزی یک در ورودی بزرگ به اتاقهای غربی حیاط و تالارهای بزرگش که اتاقهای متعددی داشتند باز میشده است . تقریباُ بیش از 15 اتاق کوچک و بزرگ که غالباُ بهم راه داشته‌و با هم ارتباط دارند کشف شده است. این واحد ساختمانی، از سوی مشرق به حیاط مرکزی و از سوی مغرب به دیوار غربی قلعه و از سوی جنوب به راهرو باریک و از سمت شمال به راهی که هر بازدیدکننده از این قلعه به هنگام آبادی آن از آنجا عبور میکرده است و این راه یگانه راه ورودی از سمت غرب قلعه و دروازه غربی قلعه دفاعی بوده است. این واحد ساختمانی از سوی شمال دارای در بزرگ ورودی بوده است که بوسیله پله‌های درازی به طول 11 تا 9 متر به دخل راهرو بلند که طولش 22 و عرضش 9 متر بوده بدون بنا راه داشته است. این راهرو دارای دو دروازه غربی و شرقی هم بوده، که فاصله دروازه‌ها از هم 5/16 متر بوده است. یک در هم در سمت جنوب آن به راهرو باریک یاد شده باز میشده است. یک هال کوچکتر هم در مغرب این راهرو (هال) بزرگ غار داشته است که طولش 60/14 و عرضش 40/30 متر بوده و از این هال غربی یک در ورودی به سومین تالار بزرگ ستوندار غربی به عرض 2 متر باز میشده است.

سومین تالارستوندار غربی که در شمال غربی تالار دوم بزرگ جنوبی و به فاصله زیادی از آن قرار گرفته بود حتماً پس از آن تالار بنا شده بوده است. ساختمان این تالار شباهت زیادی به بناهای دوران هخامنشی دارد، زیرا ستونها را یک پارچه از سنگ ساخته‌اند و نظم بیشتری در ساختن این تالار بکار رفته است. ابعاد این تالار ستوندار جدید 60/15 * 15 متر و تقریباً مربع شکل بوده است. عرض دروازه‌های ورودی آن 2 متر  و فاصله این تالار تا دیوار دفاعی قلعه 90/3 متر بوده است. در قسمت شمال شرقی این تالار ستوندار و در داخل تالار آتشگاهی قرار داشت و محل اجرای مراسم یا محل موبد تقریباً در مرکز تالار واقع شده بود. در قسمت شمال حیاط مرکزی بناهای دیگری وجود داشت که در دو فصل اخیر آنها را یکی پس از دیگری از زیر خاک درآورده‌اند. این اتاقها که فعلاً به 15 عدد میرسند، احتمالاً محل نگهداری بانوان کاخ و شاید کنیزان و غلامان دژ بوده است. زیرا در تابستان سال 49 از این قسمت تعداد زیادی جعبه‌های کوچک به شکل مکعب مستطیل محصوص نگهداری وسایل آرایش، مانند سرمه‌دان و وصمه‌دان استخوانی و عاجی یافت شد که این احتمال را بیشتر تقویت میکرد.

به این نکته باید توجه شود که این دژ در دوره چهارم سکونت در حسنلو انجاد شده است. بنای سوخته شده هم مربوط به این دوره است. در این هنگام یک آتش‌سوزی بسیار بزرگ و پرهیجان در قلعه رخ داده که با قتل و خرابی همراه بوده است. بعبارت دیگر برای ساکنین دژ این بلای ناگهانی و عیرمنتظره بوده است و شاید شبانه و هنگام خواب ساکنین قلعه، این محل مورد تاخت و تاز و حمله قرار گرفته باشد. به هر حال اثرات آتش‌سوزی در قسمت جنوبی، شرقی، شمالی، شمال شرقی و جنوب شرقی حیاط مرکزی و داخل حیاط بیشتر از قسمتهای دیگر قلعه احساس میشود. زیرا  تیرهای افتاده از سقف همه بصورت ذغال درآمده و هرچه یافت میشد همراه با مقدار زیادی اثر آتش و ذغال و خاکستر بود. وجود اسکلتهای انسانی و اسب و گاو که کاملاً سوخته بودند این نظریه را تأئید می‌کند.

و اما جام معروف طلای حسنلو

پس از سال 1328 سر‌و صدای حسنلو خوابید، و ماموران باستان‌شناسی به مرکز مراجعت کردند، و شهر فراموش شده حسنلو را مجدداً در اختیار قاچاقیان قرار دادند. در همین زمان بود که جام طلا‌ی زییایی راه موزه لوور را در پیش گرفت (این جام غیر از جام مشهور حسنلو است ).باستان‌شناس آمریکائی به علت اهمیت اشیائی که از حسنلو به کشورشان مهاجرت کرده بود، تقاضای کاوشی در حسنلو را از اداره کل باستان‌شناسی نمودند، و با کشف جام طلا‌‌ی معروف « حسنلو»  موفقیت بزرگی نصیب دانشمندان باستان‌شناسانشان گردید. خوشبختانه، جام مزبور که در کاوش‌های علمی به دست آمده بود وارد موزه ایران باستان شد. آقای «پورادا» در کتاب زیبایی که بنام «هنر ایران قدیم» نوشته‌اند داستان حسنلو را به این طریق نقل می‌کنند:

«چند سال پیش در حسنلو، واقع در ایالت آذربایجان، جام بزرگی از طلا کشف گردید، که فصل جدیدی در تاریخ شرق نزدیک بازنموده است. این جام بوسیله یک دانشمند باستان شناس از زیر خاک بیرون آمد و چون در کشف آن اصول علمی باستان شناسی رعایت شده، یکی از اشیاء نادری است که با اطلاعات دقیق، و اطمینان کامل از اصلیت آن، از ایران بدست ما می‌رسد.» اکنون توجه فرمایید کاوشی که با دقت انجام گیرد چه نتایج سودمندی ممکن است بدست بدهد. (توفیقی دست داد چند سال قبل من این جام زیبا را که بر اساس قوانین یونسکو برای بازدید موقت عموم به موزه ارومیه منتقل کرده بودند به لطف برادر عزیزم آقای طنابی از نزدیک مشاهده نمایم.)

«پورادا» می‌گوید در موقع خرابی شهر، (در حدود 2800 سال پیش)، هنگامی که قلعه مستحکمی که درمیان شهر قرار داشت، و برای سکونت امیر بود، طعمه آتش شده بود سه نفر خود را از بالای حصار قلعه به پایین پرتاب کردند. اولی برای تخفیف شدت برخورد به زمین، دستهایش را به طرفین باز کرده بود، و با شکم روی زمین خوابید، و خنجر برنزی او، که دسته‌اش از طلا بود، زیر سینه‌اش قرار گرفت. دومی در موقع پریدن از بالای حصار، جام طلای مورد بحث را در دست داشت، و او هم از جلو، روی شانه چپ، بزمین اصابت کرد، و دست چپش کنار دیوار قرار گرفت. مشارالیه با دست راست جام طلا را در دست داشت، و روی سینه خود فشرده بود. سومی، پس از او، خود را از بالای حصار پرتاب کرد، و او خنجری از برنز برکمر داشت، و گرزی که همراه او بود شبیه به گرزهایی است که در قفقاز کشف گردیده. آقای «پورادا» نتیجه می‌گیرد، که این سه نفر، مهاجمینی بوده‌اند، که خواسته‌اند جام طلا را بربایند، ولی در این اظهار عقیده مشکوک است، زیرا اضافه میکند، شاید هم محاصره شد‌گان باشند، که در حال فرار بودند.

آقای «دایسون» رئیس هیئت کاوش کنندگانی که از جانب دانشگاه «پنسیلوانیا» موفق به این پیدایش عجیب و قابل توجه شد، ماموریت داشت در این مکان تفحصاتی راجع به تمدن واقع بین6000تا 1000 سال پیش از میلاد بنماید، و هیچ متوقع نبود که چنین جامی را کشف کند. یکی از کارگرانی که مشغول خاکبرداری در آن محل بود، در ضمن کار در آن مکان، به استخوان بازوی مرده‌ای برخورد، و متوجه شد که استخوان انگشت‌ها سبز است. بعداً معلوم شد، که علت سبز بودن استخوان‌ انگشتها این بوده است، که آن شخص یک نوع دستکش برنزی، برای حفظ دستهایش، در مقابل ضربات، بر دست داشته، و چون این دستکش برنزی در زیر خاک زنگ زده، رنگ سبز آن به استخوان انگشت‌های صاحبش سرایت کرده. در این موقع آقای «دایسون» و همکارانش قلم موهائی بردست گرفتند، و با حوصله زیاد خاک را از روی استخوانهای مرد برداشتند. در این هنگام بود که به لبه جام طلا برخورد کردند. آقای «دایسون» ابتدا تصور کرد دستبندی است، ولی متوجه شد که هرقدر خاک روی آن کنار زده می‌شود، بزرگتر می‌شود، وبالاخره تمام جام از زیر خاک بیرون آمد .اطلاعاتی که این جام به ما می‌دهد از یک کتاب زیادتر است. روی آن مجالسی در دو ردیف به صورت برجسته نشان داده شده در ردیف بالا سه خداوند بر گردونه‌ای سوارند، و قاطرها یا گاوهائی آن گردونه را در آسمان میبرد. مقابل یکی از این خدایان، شخصی، جامی در دست گرفته. در مجلس دیگری منظره جنگی دیده می‌شود. این جام در 23 مرداد ماه 1337 شمسی پیداشد و از طلای ناب که بلندی آن 21 و محیطش 60 سانتی متر و وزنش نیز590 گرم بوده و از شاهکارهای هنری دوره مانناها می باشد.

درباره اهمیت تاریخی این جام مدیر اداره باستانشناسی وقت آقای محمد تقی مصطفوی نوشته اند : این کشف نه تنها در باستانشناسی ایران دارای اهمیت زیادی است بلکه از نظر باستانشناسی جهانی هم بی سابقه و از جمله مهمترین کشفیات دنیا است که دارای ارزش تاریخی هنری و مذهبی است. آقای سید نفیسی در مورد جام چنین بیان میکند که بیشتر اهمیت این جام بسبب نمایش مدنیت و تمدن بالای قوم ماننا در سه هزار سال پیش از نظر هنری و صنعتی می باشد.که در ادوار بعدی اقوام دیگر از صنعت و هنر آنها در تمدنشان استفاده کرده اند.



تاريخ : دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸ | ٥:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مرتضی شیخ بگلو | نظرات ()

معیارهای ثبت تخت سلیمان تکاب در یونسکو

Brief Description

The archaeological site of Takht-e Soleyman, in north-western Iran, is situated in a valley set in a volcanic mountain region. The site includes the principal Zoroastrian sanctuary partly rebuilt in the Ilkhanid (Mongol) period (13th century) as well as a temple of the Sasanian period (6th and 7th centuries) dedicated to Anahita. The site has important symbolic significance. The designs of the fire temple, the palace and the general layout have strongly influenced the development of Islamic architecture.

Justification for Inscription

Criterion i:
Takht-e Soleyman is an outstanding ensemble of royal architecture, joining the principal architectural elements created by the Sasanians in a harmonious composition inspired by their natural context.

Criterion ii:
The composition and the architectural elements created by the Sasanians at Takht-e Soleyman have had strong influence not only in the development of religious architecture in the Islamic period, but also in other cultures.

Criterion iii:
The ensemble of Takht-e Soleyman is an exceptional testimony of the continuation of cult related to fire and water over a period of some two and half millennia. The archaeological heritage of the site is further enriched by the Sasanian town, which is still to be excavated.

Criterion iv:
Takht-e Soleyman represents an outstanding example of Zoroastrian sanctuary, integrated with Sasanian palatial architecture within a composition, which can be seen as a prototype.

Criterion vi:
As the principal Zoroastrian sanctuary, Takht-e Soleyman is the foremost site associated with one of the early monotheistic religions of the world. The site has many important symbolic relationships, being also a testimony of the association of the ancient beliefs, much earlier than the Zoroastrianism, as well as in its association with significant biblical figures and legends

 ترجمه متن ار سایت یونسکو

توضیح مختصر

بنای باستانی تخت سلیمان بروی تپه ای در منطقه کوههای آتشفشانی واقع شده است . این بنا متشکل از معبد اصلی زرتشتیان می باشد.که بخشی از آن در دوره ایخانیان (مغول) قرن سیزدهم ساخته شده ودارای کلیسای دوره ساسانیان قرن هفتم وششم که به آناهیتا هدیه شده است.این بنا دارای ویژگی سمبلیک مهمی است. طرح معبد آتش ـ مغر ونمای کلی بنا توسعه معماری اسلامی را بسیار تحت تآثیر قرار داده است.

تشریح باستانشناسی این اثر

ویژگی ـ 1

تخت سلیمان بنای فوق العاده با معماری سلطنتی بوده ویژگی های اصول معماری دوره ساسانیان را با ترکیبی منظم با خصوصیات طبیعی پیوند داده است.

ویژگی ـ 2

ترکیب اصول معماری دوره ساسانیان در تخت سلیمان نه تنها تاثیر عمیق بروری توسعه معماری مذهبی در دوران اسلم بلکه بروری سایر فرهنگها نیز داشته  اثر باستانی تخت سلیمان نمایش فوق العاده و خاص از ارایه فرهنگ آتش وخاک در طول سالیان طولانی است.

ویژگی ـ 3

تخت سلیمان نشانگر نمونه ای فوق العاده از معابد زرتشتیان است که توسط معماری ساسانیان کامل شده و دارای مدل والگوی ترکیبی بی نظیر است

ویژگی ـ 4

بعنوان معبد اصلی زرتشتیان تخت سلیمان اولین بنای باستانی است که اثری از یکی از مذاهب ابتدایی بشری را در خود جای داده است . این بنا نه تنها رابطه مستحکم و سمبلیک مذهبی دارد بلکه نمایش دهنده هماهنگی عقاید پیشینیان بسیار قبل از ظهور دین زرتشت ویا ظهور انجیل وسایر کتابهای مذهبی بوده است .

 

تخت سلیمان

مجموعه آثار باستانی تخت سلیمان که در 45 کیلومتری شمال شرقی شهر ستان تکاب در استان آذربایجان غربی قرار گرفته، با وسعتی معادل 5/12 هکتار به عنوان یکی از محوطه های تاریخی مهم کشور محسوب می گردد. در این منطقه نشانه ها و بقایای استقرار از هزاره اول ق.م تا قرن 11 ه.ق ملاحظه می شود. اما اوج شکوه و آبادانی تخت سلیمان مربوط به دوره ساسانی می باشد. که ساختمان آتشکده آذر گشنسب در آنجا احداث و به عنوان مهمترین معبد مورد احترام حکومت مذکور ایفا می نماید و آتش جاودان آن به مدت 7 قرن نماد اقتدار آئین زردتشت محسوب می شده و آتشکده ساسانی آذر گشنسب از زمان حکومت ایلخانیان به بعد « تخت سلیمان » نام گرفت. وسیع ترین تاسیسات مذهبی و اجتماعی مجموعه مربوط به دوره ساسانی است که تاکنون شناسایی و از زیر خاک بیرون آورده شده است. بقایای آثار معماری این مجموعه متعلق به یکی از بزرگترین نمادهای مذهبی، سیاسی و فرهنگی اواخره دوره ساسانی در قرن 6 م به شمار می آید. بعد از زوال حکومت ساسانی و پذیرش دین مبین اسلام توسط ایرانیان ، این مجموعه عظیم که در جنگهای ایران و روم در زمان خسرو و پرویز به شدت آسیب دیده بود، دیگر رمق تجدید حیات نیافت، اما تا قرن 4 هـ.ق تعداد اندکی از معتقدان آئین باستان ایران در این محل اسکان داشته و آتشکده نیز در مقیاس کوچکتری مورد استفاده بوده است، در زمان حکومت آباقاخان مغول با انجام تعمیرات وسیع و چشمگیر و احداث بناهای جدید، از این مکان به عنوان پایتخت باستانی و تفرجگاه استفاده می شده، بعدا" نیز محل مذکور توسط عامه مردم به صورت شهرکی کم اهمیت با مشاغل متنوعی تا قرن 11 هـ.ق ادامه حیات می دهد. از این تاریخ به بعد، محل متروکه و به علت اعتقادات عامه مردم که مکان فوق را منسوب به سلیمان نبی ( ع ) می دانند، ازآن به خوبی حفاظت می شود.

 

تاریخ

در این منطقه علاوه بر بقایای معماری مربوط به آتشکده آذرگشنسب و تاسیسات معماری دوره ساسانی و آثاری از دوران اسلامی بویژه زمان ایلخانی مغول نشانه ها و بقایای استقرار از هزاره اول ق.م ملاحظه می شود. اما اوج شکوه و آبادانی تخت مربوط به دوره ساسانی می باشد که ساختمان آتشکده آذرگشنسب در این مکان احداث و بعنوان مهمترین معبد مورد احترام ایرانیان قبل از اسلام نقش بسیار تعیین کننده ای در حیات سیاسیاجتماعی حکومت ساسانی ایفا می نماید و آتش جاودان آن بمدت 7 قرن نماد اقتدار آئین زرتشت محسوب می شد.

مجموعه آثار باستانی تخت سلیمان وسیع ترین تاسیسات مذهبی واجتماعی دوره ساسانی است که تاکنون شناسایی و از زیر خاک بیرون آورده شده است بقایای آثار معماری این محوطه متعلق به یکی از بزرگترین نمادهای مذهبی، سیاسی و فرهنگی اواخر دوره ساسانی در قرن 6 م بشمار می آید. بطوریکه نقش تخت سلیمان برای حکومت ساسانیان همانند تخت جمشید است برای هخامنشیان . بعد از زوال حکومت ساسانی وپذیرش دین اسلام توسط ایرانیان، این مجموعه عظیم که در جنگهای ایران و روم در زمان خسرو پرویز بشدت آسیب دیده بود، دیگر رمق تجدید حیات نیافت، اما تا قرن 4 ﻫ .ق تعداد اندکی از معتقدان آئین زرتشت در این محل اسکان داشته و آتشکده نیز در مقیاس کوچکتری مورد استفاده بوده، در زمان حکومت آباقاخان مغول با انجام تعمیرات وسیع و چشمگیر و احداث بناهای جدید، از این مکان مدتی بعنوان پایتخت تابستانی و تفرجگاه استفاده می شود، بعدا" نیز محل مذکور توسط عامه مردم بصورت شهرکی کم اهمیت با مشاغل متنوع تا قرن 11 ﻫ.ق. ادامه حیات میدهد.

همانطور که ذکر شده در دوره ساسانی بویژه در زمان خسرو انوشیروان ( 579-531 میلادی ) و خسرو پرویز توجه خاصی به عمران و آبادانی این محوطه معطوف می گردد، و بعنوان یکی از معابد بسیار با اهمیت تلقی می شود. آتشکده آذر گشنسب در متون قدیم دارای اسامی متعددی است از جمله به زبان پهلوی گنزک(GANZAK) یا گنجه نامیده می شده، رومیان آنرا گزکا (GAZKA) و اعراب شیز (SHIZ)می گفتند. در زمان ایلخانان بدان ستوریق گفته شده، اما کلمه تخت سلیمان از اسامی متاخر مجموعه میبا شد که عامه مردم بعلت عدم اطلاع ازعملکرداصلی و زمان ساخت آن، با توجه به احادیث و روایت مذهبی در مورد اقتدار حضرت سلیمان ، این امکان را بدان منسوب داشته و بهمین جهت محل یاد شده حالت تقدیس پیدا می کند و مردم خود را موظف به حفاظت و مراقبت از این محل می دانستند.

از اوایل قرن 19 م به بعد نیز مستشرفین از تخت بازدید و نهایتا" از سال 1959 میلادی ( 1337 شمسی ) مجموعه توسط هیات حفاری آلمانی با نظارت کارشناسان ایرانی به مدت 20 سال مورد کاوش علمی قرار گرفت. بعد از انقلاب اسلامی نیز بلحاظ اهمیت بالای تاریخی – فرهنگی مجموعه و خطراتیکه موجودیت بقایای معماری آثار را تهدید می نمود. در سال 1372 این مکان به عنوان یکی از ده پروژه بزرگ تاریخی – فرهنگی کشور انتخاب وتوسط سازمان میراث فرهنگی کشور عملیات، ساماندهی، ( حفاظت،مرمت و پژوهش ) بوسیله کارشناسان سازمان بطور جدی در آن آغاز گردید و تا کنون هم ادامه دارد. با این اقدام علاوه بر انجام پاره ای اقدامات اضطراری از نظر حفاظت پژوهش، مرمت و معرفی، در حال حاضر محوطه جهت بازدید علاقه مندان و گردشگران داخل و خارجی آماده شده و سالیانه به تعداد قابل توجهی اقشار مختلف مردم داخلی و خارجی از این مکان بازدید می نمایند.

اولین صحنه هی که در روبرو شدن با این مجموعه بی نظیر انسان را متآثر میکند حصار عظیم دوره ساسانی است که با ظاهری تدافعی به طول 120/1 کیلومتر وعرض حدودآ80/3 متر به شکل یک بیضی تمام مجموعه ودریاچه مقدس را احاطه کرده است.در حالی که هسته اصلی دیوارها از لاشه سنگ وملات ساروج است پوشش بیرونی حصار را سنگهای بزرگ حجاری شده زینت بخشیده اند. این حصار 13 متر ارتفاع دارد وسالمترین قسمت باقی مانده از آن در جبهه غربی وجنوب غربی باقی مانده که بخشی از آن اخیرا به شکل اولیه مرمت گشته است. حصار فوق دارای 38 برج به صورت قوس دار در جبهه بیرونی بوده ونیز دارای دو دروازه است.دروازه جنوب شرقی به علت زیبایی حجاری های بالای طاق ونیز اسیب ناچیز از اهمیت بیشتری برخوردار است .

آتشکده آذرگسشب در ظلع شمالی دریاچه قرار گرفته ودارای نمایی چهار طاقی است که درون ان محراب آتش قرار گرفت ودر راهروهای مخصوص مراسم عبادی اطرافش را فرا گرفته اند . جایی که موبدان در حالی که سرودهای مقدس اوستا را زمزمه می کردند در کنار آتشدان دهان خود را با پارچهای می بستند تا با نفس خود آن را آلوده نسازند ودستکش به دست چوب های از قبل پاک شده را با انبر روی آتش قرار می دادند.در سمت راست چهار طاقی دومین اتاق مهم آتشکده یعنی (یزشن ـ گاه ) قرارگرفته که در آن آتش را وقتی برای نیایش در معرض دید نبود شعله ور حفظ می کردند. در ظلع شمالی غربی ایوان بلند وشکوهمند ساسانی معروف به ایوان خسرو که از آجر قرمز وملات ساروج ساخته شده قرار دارد که با وجود تنها یک جرزوازاره دیوارهای باقی مانده هنوز به عنوان شاخص این مجموعه تلقی می شود .این ایوان بلند که برای اقامت پادشاهان ساسانی در زمان اجرای مراشم زیارت آتشکده آذرگسشب بار عام یا...احداث شده است .به احتمال زیاد تاریخ ساخت آن مربوط به خسرو اول معرف به انوشیروان می باشد. از برخی تاریخ نویسان وجغرافی دانان دنیای قدیم در مورد شکوه تزینات سقف و ملزومات اشرافی به ویژه تخت جواهر نشان سلطنتی طاقدیس این ایوان شاهی یادداشتهای باقی مانده که گویای توجه خاص شاهان ساسانی به رونق وشکوه این مکان مذهبی ـ سیاسی می باشد .تخت طاقدیس که بر حسب قرار گرفتن خورشید قابل چرخس وتنظیم بوده جنسی از عاج وچوب ساج وسایبانی از نقره .طلا داشته که طاقی از طلا ولاجوردکه آسمان رابا کواکب به تصویر می کشیده آن رادر بر می گرفته . همچنین بایدبه تالار ستون که کاربرد ان هنوز قطعی نشده وبه منزله یک اتشکده دیگر یا کاخ قلمداد گردیده نیز اشاره کرد. یکی از معابد سناسایی شده در تخت سلیمان تالار (ای ـ ) است که در ظلع شرقی آتشکده آذرگسشب قرار دارد به دلیل تشابه سبک معماری احتمالآ مکانی بوده برای ستایش ایزد بانوی آب ( آناهیتا )در اوستا (اردویسورآتاهیته )چشمهآی است که از کوهی افسانه ای (هوکییویه )می جوشد این روایت می تواند نشانگر اهمیت انتخاب این محل برای استقرار جایگاه مقدس در طی هراران سال وبخصوص در دوران ساسانی باشد با این وجود این تاسیسات عظیم در سال 624 میلادی به واسطه حمله ارتش روم وشکست سپاهیان خسرو دوم (پرویز)مورد غارت وتخریب وبیحرمتی واقع واز اعتبار ان کاسته شد ودیگر هرگز رونق پیشین را نیافت آتشکده نیز در ابعاد کوچک ترتا قرن چهارم هجری قمری به حیاط خود ادامه داد تا اینکه در دوره ایلخانان مغول اباخان با انجام تعمیرات وسیع واحداث بناهای جدید برروی شالوده بناهای ساسانی از این مکان به عنوان تفرجگاه وشکارگاه خوداستفاده کرد. بعد از ایخانان مغول این مکان به صورت شهرک کم اهمیتی با مشاغل متنوع تا قرن 11 ه.ق به حیاط خود ادامه داد واز ان زمان که هیات آلمانی به سرپرستی رودلف ناومان در سال 1960 اولین گمانه ها را در این محل آغاز گردید. 



تاريخ : پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸ | ٢:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مرتضی شیخ بگلو | نظرات ()