شنبه و یکشنبه در چین آخر هفته و بقول خودمان تعطیل آخر هفته محسوب میشود .در اینجا مردم بر خلاف ایران در ایام تعطیلات در اختیار خودشان هستند یعنی تعطیل به معنای واقعی خود. شخص کاملا میداند که در این مدت زمان می تواند با برنامه ریزی به تفریحات خود برسد و یا کارهای عقب افتاده خود را تکمیل کند ،دید و بازدید برود و یا سیر و سیاحت کند چراکه آنقدر محل برای گردش ،سرگرمی و ورزش وجود دارد که فرد در انتخاب وامی ماند.

نقطه بسیار جالبی که در اینجا وجود دارد برگزاری یک سری فستیوال هاست . در این فستیوال ها آداب و رسوم و فرهنگ چین به انحا مختلف برای جهانیان و حتی نسل جدید آنهم بفرم بسیار جذابی  به نمایش گذاشته می شود .جالب است بدانید که این ها در داخل خود چینی ها هم خواهان زیادی دارد. برنامه های متنوعی نظیر اجرای موسیقی سنتی ،آواز ،اجرای مراسمات رقص محلی و غیره که هر کدام از آنها جذابیت خاص خود را دارد .مشخص است که هدف از تمامی این مراسمات شادی ، شادکردن و شادشدن و شادبودن است .موضوعی که نتیجه اش ایجاد روحیه ،سلامتی و آرامش فکری مردم در چین است . 

هفتم آوریل ساعت 10 صبح به بازار بزرگ دونگ مین     میرویم . همکاران کلی لباس و وسائل می خرند طــــــــــــوری که در جابجائی آنها واقعا بامشکل مواجه می شویم. اما من از سفر قبلی این تجربه را دارم که بیشتر به زیبائیها و دیدنـــی ها و فرهنگ و مردم آنجا بپردازم .شب را خسته و کوفته به هتل بر گشته و به صبح میرسانیم و روز هشتم آوریل ساعت 12 باهتل تصفیه کرده و بطرف فرودگاه می رویم. آقای لیان فو با ما خداحافظی میکند چراکه بایستی به شهر خودشان که دالیان در شمال چین هست برود،  لذا باتفاق آقای کیوان و سایر همکاران وسائل را تحویل بار داده و با پرواز ساعت 15:15  خطوط هوائی چین با شماره CA  1314  عازم پکن می شویم .

کمی در مورد چین

   جمهوری خلق چین در شرق قاره آسیا و غرب اقیانوس آرام قرار دارد و حدود 9 میلیون و 600 هزار کیلومتر مربع مساحت دارد و در آسیا بزرگترین کشور و در جهان سومین کشور بزرگ پس از روسیه و کانادا است.  سرزمین چین از مرکز رود"خه لونگ جیانگ"در شمال دهکده"مو هه"53( درجه و 30 شصتم درجه عرض جغرافیائی شمالی)واقع در شمال چین آغاز و به جزیره"ذنگ مو آن شا("4 درجه عرض جغرافیائی شمالی)در جنوب جزایر"نان شا"در جنوب چین اتمداد می یابد.از شمال تا جنوب چین 49 درجه عرض جفرافیائی و 5500 کیلومتر فاصله دارد.انتهای شرقی سرزمین چین مرکز اتصال رود های "خه لونگ جیانگ"و"وو سو لی"(135 درجه و 0 شصتمی درجه طول و عرض جغرافیائی شرقی) و انتهای غربی چین در فلات پامیر(73 درجه و 40 شصتم درجه طول جغرافیائی شرقی) است.از شرق تا غرب 60 درجه طولی جغرافیائی و 5000 کیلومتر فاصله دارد.  طول مرزهای خشکی چین به حدود 22 هزار و 800 کیلومتر می رسد.چین از شرق با کره شمالی، از شمال با مغولستان، از شمال شرق با روسیه، از شمال غرب با قزاقستان،قرقیزستان،تاجیکستان، از غرب و جنوب غرب با افغانستان،پاکستان،هند،نپال،بوتان و چند کشور دیگر همجوار است و از شرق و جنوب شرق با کره جنوبی،ژاپن،فیلیپین،برونی،مالزی و اندونزی مرز دریائی دارد.

کشور چین با حدود یک میلیارد و چهارصد میلیون نفر ( تقریباً بیست برابر جمعیت ایران) پرجمعیت‌ترین کشور دنیا و با مساحتی حدود نه میلیون و پانصدهزار کیلومتر مربع (نزدیک به شش برابر مساحت ایران) سومین کشور جهان از نظر گستردگی است. البته بیش‌تر ساکنین چین در قسمت‌های شرقی و جنوب شرقی چین ساکن هستند و تراکم جمعیت در قسمت‌های غربی و شمالی کم‌تر است. .پوشش جمعیت چین متوازن نیست.مناطق شرقی جمعیت بیشتری از مناطق غربی این کشور دارند.تراکم جمعیت مناطق ساحلی در شرق این کشور بیش از 400 نفر در هر کیلومتر مربع است و این رقم در مناطق مرکزی و فلات های غربی چین 200 نفر و 10 نفر در هر کیلومتر مربع است.میانگین عمر چینی ها 71/40 سال است(مردان69/63سال و زنان 73/33 سال) که 5 سال کمتر از میانگین جهانی و7سال بیشتر از میانگین کشورهای در حال توسعه و 5 سال کمتر از میانگین کشورهای پیشرفته است.

 

 

 

 

   

درباره‌ی قدمت تمدن چینی باید گفت بر اساس تاریخ‌نگاری‌های نخستین، یو کبیر در دوهزار سال پیش از میلاد، دودمان چینی شیا را بنیان نهاده است؛ هرچند که مدارک باستان‌شناسی معتبری درباره‌ی این دودمان به‌دست نیامده است و صرفاً منابع ادبی چینی از وجود آن خبر می‌دهند. اولین دودمان چین باستان که وجودش بدون چون و چرا ثابت شده است، شانگ است که حدود 1600 قبل از میلاد به قدرت رسیده است.زمانی چین پیش‌رفته‌ترین کشور جهان بوده است. در دوره‌ی دودمان هان (202پیش از میلاد تا 220 میلادی) زمانی که بخش‌های عمده‌ای از اروپا و کل قاره‌ی آمریکا در بربریت کامل به سر می‌بردند، چینی‌ها نوآوری‌هایی مثل کاغذ را داشته‌اند. امپراتوران چین بر منطقه‌ی پهناوری فرمان می‌راندند و فرهنگ چینی الهام‌گرفته از تعالیم فیلسوف بزرگی چون کنفسیوس به مراتب فرهیخته‌تر از فرهنگ کشورهای اروپایی بوده است.

حکومت سلطنتی در چین تا سال 1911 ادامه داشته تا این‌که در این سال ارتش چین، پادشاهی کهن این کشور و دودمان چینگ؛ آخرین خاندان سلطنتی؛ را سرنگون می‌کند. چینی‌ها آرمان‌های سوسیالیسم و کمونیسم را راهی برای به‌بود وضعیت‌شان می‌دانستند. کمونیسم وعده می‌داد به کشاورزان زمین برای کشت بدهد و برای کارگران شرایط زندگی به‌تری فراهم آورد. حزب کمونیست چین به ره‌بری مائو تسه‌تونگ قول می‌داد که به حرکت رو به زوال چین خاتمه دهد، کشور را از تسلط بیگانگان آزاد سازد و از شر حکومت فاسد رها کند.

جنگ داخلی شدیدی که بین کمونیست‌ها و ملی‌گرایان چینی بر سر قدرت درگرفته بود در نهایت در سال 1949به نفع کمونیست‌ها پایان یافت و مائو و رفقای حزبی‌اش بر تمام سرزمین چین مسلط شدند. برای مدتی بسیاری از چینی‌ها گمان می‌کردند که کمونیست‌ها موفق خواهند شد کشوری مستقل و مرفه به وجود آورند، هرچند که درعمل چنین نشد. کمونیست‌ها بلافاصله پس از کسب قدرت، بیست میلیون نفر را به جرم ارباب زمین‌دار، دهقان ثروتمند، ضد انقلابی، یا عنصر نامطلوب بودن به زندان یا اردوگاه‌های کار اجباری فرستادند و در دو سال نخست حکومت‌شان جمعاً دو میلیون نفر را اعدام کردند.پس از تصرف قدرت در 1949 مائو مظهر همه‌ی خوبی‌ها معرفی شد. او الگوی تفکر خوب، درست و پیش‌رو بود. طرف‌داری از مائو همه‌گیر بود و گزافه نیست اگر گفته شود که هوادارنش او را تقریباً می‌پرستیدند. او عظمت امپراتوری را گرفت و آن‌ را بازتولید کرد. به مردم یاد داده شد با شعار «زنده‌باد ره‌بر مائو» به او خوش‌آمد بگویند. او مانند امپراتوران هر ساله یک شیار نمادین را شخم می‌زد و در شهر سلطنتی اقامت گزیده بود. در سرود ملی چین آمده بود: از شرق خورشید سرخ طلوع می‌کند، در چین مائو تسه‌تونگ نمایان می‌شود.

مائو در 1957 با تشویق انتقاد آشکار از رژیمش، به‌ویژه از طرف روشن‌فکران غیر کمونیست، همگان را شگفت‌زده کرد. او با استفاده از استعاره‌ی گل‌ها برای آزادی بیان به ملت گفت: «بگذار صد گل بشکفد و صد مکتب فکری رقابت کنند.» سیل انتقاد به راه افتاد. مردم خواستار آزادی‌های بیش‌تر شدند و کارگران می‌خواستند اتحادیه‌های مستقل تشکیل دهند. اما مائو بی‌شرمانه دروغ گفته بود تا مخالفینش را شناسایی کند. او درست شش هفته پس از شعار «بگذار صد گل بشکفد.» سیاست سرکوب را پیش گرفت. نزدیک به سه میلیون نفر از اعضای حزب و غیرحزبی‌ها، راستگرا، یا نه به اندازه‌ی کافی انقلابی! معرفی شدند و 550 هزار نفر به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاده شدند.

ایده‌ی اشتراکی‌کردن یا کنترل دولتی موسسات چینی که مائو و حزب کمونست در سال‌های اولیه حکومت‌شان ارائه دادند، عملاً موثر واقع نشد. به‌ویژه آن‌که طرح اقتصادی فاجعه‌بار «جهش بزرگ به پیش» مائو نه تنها نتوانست وضع کشور را به‌بود ببخشد، بلکه هرج و مرج و قحطی‌های وحشتناکی ایجاد کرد. (کارشناسان بر این باورند که بین 27تا 30 میلیون چینی درنتیجه‌ی این قحطی جان باختند.) این طرح اعتبار مائور ا به‌شدت از بین برد به همین سبب در سال1959 لیو شائوچی جای‌گزین مائو شد و هم‌راه با معاون بسیار قابلش دنگ شیائوپینگ بینش رادیکال مائو را کنار گذاشتند و طرح‌های اصلاح‌طلبانه‌ی خود را پیش بردند. پس از مرگ مائو در 1976، از دنگ شیائوپینگ اعاده‌ی حیثیت شد و او دوباره به قدرت بازگشت. دنگ شیائوپینگ به بازنگری انتقادی مائو، مائویسم و کل انقلاب فرهنگی پرداخت. دولت چین مانده بود که با میراث مائو چه کند. خطاهایش را کاملاً برملا کند یا این‌که اعتبار و حتی پرستشش را حفظ کند. سرانجام خط مشی رسمی این شد که گفته شود کارهای مائو هفتاد درصد درست بوده است!

دنگ شیائوپینگ دست به اصلاحات بسیار موفقی زد و توانست اقتصاد و جامعه‌ی چین را به کل متحول کند، اما حاضر نشد به مردم چین آزادی سیاسی بدهد. در سال 1989 او جنبش دموکراسی‌خواهی دانش‌جویان را به‌شدت سرکوب کرد و بسیاری از آنان را در میدان تیان آن‌من قتل عام کرد. امروزه و پس از بیش‌تر از پنج دهه از زمان به قدرت رسیدن مائو، اگرچه مردم چین اوضاع به مراتب مناسب‌تری نسبت به گذشته دارند، اما به‌نظر می‌رسد هنوز هم چشم به راه دموکراسی و آزادی سیاسی واقعی باشند.



تاريخ : شنبه ٦ مهر ۱۳۸٧ | ۳:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مرتضی شیخ بگلو | نظرات ()