پکن

ساعت 18 به فرودگاه پکن  می رسیم و باتفاق تور لیدر مان که همان خانم آلیس هست به هتل JADE PALACE  میرویم، هتلی 5 ستاره با ظاهری زیبا و کیفیت عالی، اتاق 609 را تحویل می گیرم و بعد باتفاق همکاران و آلیس به رستوران ایرانی مرویم که در پکن ایرانی های مقیم انجا تاسیس کرده و واقعا جای زیبائیست . هوا نسبتاسرد است اما مردم در خیابان خوش‌حال به‌نظر می‌رسند. به شادی‌ای فکر می‌کنم که مردم ما دریغ ندارند و افسوس می‌خورم که حتــــــــــی در یکی از کمونیستی‌ترین کشورهای جهان امید به زندگی و آرامش بسیار از ایران بیش‌تر است و مردم به‌خصــوص جوان‌ترها به مراتب شادترند.

در رستوران ایرانی شعری را روی آیئنه نوشته و درابعاد بزرگی روی دیوار نصب کرده اند که واقعا جالب به نظر میرسد:

با یار به گــــلزار شدم رهگذری                                          برگل نظری فکنـــــدم از بی خبری

دلدار بمن بگفت گه شرمت بادا                                              رخسار من اینجا و تو بر گل نگری

با نگاهی به پکن و زندگی مردم در آن متوجه می شوی یک جور هائی دور خودمان دیوار ستبربی اعتمادی کشیده ایم وبا  توهم  دشمن خیالی زندگی را برای خود و دیگران دشوار کرده ایم. اگر به اطراف خود نگاه گذرائی بیاندازیم کاملا متوجه بخش کوچکی از این تفکر خواهیم شد.راحت تر صحبت کنیم ،در کشورهای توسعه یافته و یا بقول خودمان در خارج دیوارهای خانه ها کوتاه است و حتی در پاره ای تقاط دیوارها بجای سنگ و سیمان از گل و گیاه و شمشاد است . انرژی و توان جامعه صرف یافتن دزد نمی شود هیچ درب و پنجره ای حصار بندی و نرده کشی نشده است طوری که دنیا در پس پنجره مانند زندان بنظر برسد و شخص در خانه مثل زندانی. مردم اینجا عادت کرده اند که باهم و برای هم زندگی کنند درست به همین دلیل است که در آنجا فرهنگ باهم زیستن و زتدگی آپارتمانی جا افتاده است همه چیز مشخص و روان و براساس قانون  و مقررات تنظیم و اجرا شده است .

نهم آوریل به باغ وحش پکن میرویم. در مقایسه با باغ وحش شین زن هم از نظر زیبائی و هم گستردگی و هم فستیوال های آن ضعیف تر است .

باغ وحش پکن

 

دور تا دور بِی‌جینگ را شش جاده‌ی کمربندی مثل شش دایره‌ی تو در تو فراگرفته است که نشان می‌دهد با توسعه‌ی روزبه‌روز و گستردگی هر چه بیش‌تر بِی‌جینگ، شهر به جاده‌های کمربندی جدیدی احتیاج پیدا کرده است. از روی نقش به‌نظر می‌رسد بِی‌جینگ کمی وسیع‌تر از تهران باشد. جمعیت بِی‌جینگ در روز بیش از بیست میلیون نفر است.

فرم بزرگ‌راه‌ها، خیابان‌ها و به‌طور کلی ساختار شهری بِی‌جینگ در نگاه اول برای من به نوعی تداعی کننده‌ی تهران خودمان است، هرچند  تعداد بزرگ‌راه‌ها، پل‌ها، زیرگذرها و ساختمان‌های بلند در بِی‌جینگ بیش‌تر از تهران است. اما با این حال بِی‌جینگ در مقایسه با شین زن مدرن و تازه هنوز حس تهران را به من می‌دهد و نه شهری مدرن‌تر. هوا هم خدا را شکر آن‌قدرها هم که فکر می‌کردیم سرد نیست. درواقع سرد هست اما نه آزاردهنده.


نهار را در یک رستوران چینی می خوریم و به دیدن معبد خدایان آسمانی پکن می رویم.



تاريخ : سه‌شنبه ٩ مهر ۱۳۸٧ | ٩:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مرتضی شیخ بگلو | نظرات ()